10567
لا ينال الرّزق بالتّعنّى .
رسيده نمىشود روزى بتعب كشيدن ، مراد تعب كشيدن زيادست واين كه بآن بروزى زياد نمىتوان رسيد بلكه آنچه را حق تعالى تقدير كرده بي سعى يا بسعى بقدر معروف حاصل شود وبزيادة بر آن هر چند تعب وزحمت كشند نتوان رسيد ، وممكن است مراد اين باشد كه : در كار نيست در رسيدن بروزى تعب وزحمت بلكه قدرى از آن بىتعب وزحمت البتّه مىرسد بخلاف بهشت كه از براي رسيدن بآن تعب ورنج عمل ضرورست بر عكس آنچه أكثر مردم ميكنند .
10568
لا تجتمع الشّبع « 1 » والقيام بالمفترض .
جمع نمىشود سيرى وايستادگى به آن چه واجب كرده شده ، مراد منع از سيريست واين كه مانع مىشود از ايستادگى به آن چه حق تعالى واجب كرده از علم وعمل بر وجهي كه بايد .
10569
لا يجتمع الجوع والمرض .
جمع نمىشود گرسنگى وبيمارى ، مراد ترغيب در گرسنگيست واين كه مانع مىشود از بيماريها .
10570
لا تجتمع الصّحّة والنّهم .
جمع نمىشود تندرستى وحرص ، اين همان مضمون « لا صحّة مع نهم » است كه قبل از اين در همين فصل مذكور وشرح شد .
هامش
( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « شبع بالفتح وكعنب سيرى ضدّ گرسنگى وسير شدن والفعل من ( سمع ) يقال : شبع خبزا ولحما وكذا شبع من خبز ولحم يعنى سير شد از نان وگوشت ، وبستوه آمدن از چيزى يقال : شبعت من هذا الامر ورويت اى سئمته وكرهته ( تا آخر گفتار أو ) » .