باشد واين كه چنين كسى هرگز صحيح وتندرست نباشد بلكه همواره عليل ورهين « 1 » خيانت خود وخوف وترس از آن باشد .
10561
لا يلفى الحريص مستريحا .
يافت نمىشود حريص راحت جوينده ، يعنى بسبب حرصي كه دارد هميشه در رنج وتعب سعى وطلب است وهرگز استراحتى ندارد .
10562
لا يوجد الحسود مسرورا .
يافت نمىشود حسود شادمان ، زيرا كه در هر وقتي نمىشود كه كسى نباشد كه نعمتي باو رسيده باشد وأو رشك برد باو واندوهگين گردد بسبب آن .
10563
لا يلفى العاقل مغرورا .
يافت نمىشود عاقل فريب خورده شده ، يعنى بدينا وزينتهاى آن .
10564
لا يكون الكريم حقودا .
نمىباشد كريم كينهور ، مراد به « كريم » در اينجا شخص گرامى بلند مرتبه است .
10565
لا يكون المؤمن حسودا .
نمىباشد مؤمن حسود ، ظاهر اينست كه مراد به « مؤمن » كامل باشد .
10566
لا تحصل الجنّة بالتّمنّى .
حاصل نمىشود بهشت بآرزو كردن ، يعنى از براي حصول آن عمل صالح مىبايد وغرض ردّ بر جمعيست كه آرزوى بهشت ميكنند بي عمل صالح ، واميد رسيدن بآن دارند بمجرّد همان آرزو .
هامش
( 1 ) « رهين » يعنى در گرو .