10549
لا زهد كالكفّ عن الحرام .
نيست زهدى مانند باز ايستادن از حرام ، « زهد » بمعنى بي رغبتيست در چيزى ، وشايع شده استعمال آن در بي رغبتي در دنيا وترك آن ، ومراد اينست كه بهترين زهدها ترك حرام است وهيچ زهدى بآن نمىرسد پس اگر كسى ترك حرامها كند هر چند مشغول دنيا ولذّتهاى آن باشد بهترست از اين كه ترك دنيا بالكليّه كند نهايت مرتكب بعضي حرامها گردد .
10550
لا غرّة كالثّقة بالأيَّام .
نيست غفلتى مانند اعتماد كردن بر روزگار ، يعنى بدترين غفلتهاست ومراد به « اعتماد بر روزگار » اينست كه اگر روزگار رو باو آورد وبدولتى برسد اعتماد كند بر آن وگمان كند كه هميشه چنين خواهد بود وباين سبب عجب وتكبّرى بهم رساند وسر بلندى كند بر مردم وتواضع وفروتنى نكند .
10551
لا جهاد كجهاد النّفس .
نيست جهادي مانند جهاد با نفس ، يعنى آن بهترين جهادهاست چنانكه مكرّر مذكور شد .
10552
لا فقه لمن لا يديم الدّرس .
نيست فقهى از براي كسى كه دايمى ندارد درس را ، « فقه » در لغت بمعنى فهم است وشايع شده استعمال آن در علم بأحكام شرعيّه ودر اينجا هر يك از آنها مراد مىتواند بود .
10553
لا عبادة كأداء الفرائض .
نيست عبادتي مانند اداى فرايض ، مراد به « فرائض » ممكن است نمازهاى