تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
نيست صلاحى با افسادى يعنى صلاحى كه متضمّن افسادى باشد آن صلاح نيست مانند آنان كه از براي صلاح دنياي خود آخرت خود را فاسد كنند .

10538

لا غنى مع اسراف . نيست توانگريى با اسرافى ، يعنى توانگرى با اسراف باقي نمىماند وهر چند توانگرى زياد باشد با اسراف زود زايل مىشود .

10539

لا فاقة مع عفاف . نيست درويشيى با عفافى ، « عفاف » بمعنى باز ايستادن از حرام است ومراد اينست كه درويشيى كه با عفافى باشد وصاحب آن صبر كند بر آن وبسبب آن خود را در حرامى نيندازد آن درويشى نيست بلكه بهترين توانگريست زيرا كه توانگرى اخرويست .

10540

لا ضلال مع هدى . نيست گمراهيى با هدايى ، « هدى » بضمّ هاء بمعنى راه يافتنيست ومراد اينست كه كسى كه راه حق را يافت ديگر گمراه نمىشود واز آن برنمىگردد ، واينست كه مردم از هر ديني بدين ديگر مىروند بغير دين حقّ كه دين اماميّه باشد كه هرگز شنيده نشده كه كسى از آن بدين ديگر رود .

10541

لا عقل مع هوى . نيست عقلي با هوائى ، اين همان مضمون « لا عقل مع شهوة » است كه چند فقره قبل از اين مذكور وشرح شد .

10542

لا يزكو مع الجهل مذهب . پاكيزه نمىشود با ناداني هيچ مذهبي ، يعنى هر گاه كسى جاهل ونادان باشد