تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
كنند أو بزرگى ندارد ، بزرگى كسى دارد كه عفو كند ودر گذرد .

10519

لا عثار مع صبر . نيست لغزشى با هيچ صبري .

10520

لا ثناء مع كبر . نيست ستايشى با هيچ تكبّرى .

10521

لا مروّة مع شحّ . نيست مروّت وآدميّتى با هيچ شحّى ، يعنى بخيليى كه با حرص باشد .

10522

لا عداوة مع نصح . نيست دشمنييى با هيچ نصيحتى ، يعنى هر نصيحتى وپندى كه خير آدمي در آن باشد دوستيست ودشمنى با آن نيست واز آن آزرده نبايد شد .

10523

لا سخاء مع عدم . نيست سخاوتى با بىچيزى يعنى معلوم نمىشود سخاوت با درويشى ، بسيار هست كه درويش دهش بر أو سهل وآسان مىنمايد وچون صاحب چيز شد بخيل مىشود ، وممكن است مراد مذمّت درويشى باشد باين كه آدمي با آن از فضل سخاوت محروم باشد .

10524

لا صحّة مع نهم . نيست تندرستيى با حرص ، مراد حرص در خوردنست يا حرص در جمع مال ودنيا ، واين كه آن بسبب تعبها وزحمتها كه لازم دارد هميشه آدمي را بيمار دارد وبعضي أهل لغت « نهم » را بمعنى افراط در شهوت طعام گفته‌اند وبنا بر اين محتاج بتوجيهى نيست .