مباشيد روندگان در زمين بسخن چينى وفساد وشرّ « 1 » ، ونه فاش كنندگان سرّ « 2 » .
10425
لا تسألوا الّا اللَّه سبحانه ، فانّه إن أعطاكم أكرمكم ، وإن منعكم خار لكم .
سؤال مكنيد مگر از خداى سبحانه ، پس بدرستى كه أو اگر عطا كند شما را گرامى گرداند شما را ، واگر منع كند شما را بگرداند در آن خير شما را .
10426
لا تقل ما لا تعلم فتتّهم باخبارك بما تعلم .
مگو آنچه را نمىدانى پس تهمت زده شوى در خبر دادن تو به آن چه مىدانى يعنى اگر بگويى چيزى را كه علم بآن نداشته باشى گاه هست كه دروغ بر مىآيد وسبب اين مىشود كه مردم اعتماد بر خبر تو نكنند وتهمت زده شوى در خبري كه بدهى از آنچه علم داشته باشى بآن باين كه آن نيز دروغست .
10427
لا تحرم المضطرّ وإن أسرف .
محروم مگردان بيچاره را وهر چند اسراف كند يعنى زيادة از اندازهء خود خرج كند هر گاه چيزى داشته باشد واضطرار وبيچارگى آن از آن ناشى شود .
10428
لا تخيبّ المحتاج وإن ألحف .
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « المذياع الذي لا يكتم السرّج مذاييع ، يقال :
هو للاسرار مذياع وللأسباب مضياع » ودر منتهى الإرب گفته : « مذياع بالكسر آنكه راز نتواند نگاهداشت » .
( 2 ) ترجمهء « مسياح » است ، در أقرب الموارد گفته : « المسياح من يسيح بالنّميمة والشّرّ في الأرض ج مساييح » ودر منتهى الإرب گفته : « مسياح بالكسر رونده در زمين بسخن چينى وفتنه » .