به آنها » كار فرمودنهاى آنهاست در جنگ دشمنان واعداى دين وبيكار ومعطّل نگذاشتن آنها ، و « پيروى كنيد » شايد مراد اين باشد كه از براي جنگ از پى برويد وتتبّع كنيد جايگاههاى افتادن كه در آن معركه باشد از كوهها وأمثال آنها تا احتراز كنيد از آنها يا هر جا كه مظنّهء مغلوب شده باشد وافتادن در آن در زيان وخسران ، ودر نهج البلاغة « ووطنّوا للجنوب » بجاى « وقصّوا للحرب » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : وبگسترانيد از براي پهلوها جايگاههاى افتادنهاى آنها را يعنى دل بگذاريد بر افتادن پهلوها بر زمين وكشته شدن وهموار سازيد آنرا بر خود تا خوف مكنيد يا از براي اين كه غلبه كنيد ، زيرا كه غالب اينست كه هر كه اعتقاد غلبهء خود داشته باشد مغلوب گردد وهر كه گمان مغلوبيت خود داشته باشد غالب شود ، و « بر انگيزانيد وتحريص كنيد نفسهاى خود را بر طعن دشمنان بنيزهء « طعن دعسى » يعنى طعنى كه خوب كارگر شود واثر كند يا طعنى كه پر كند جوف دشمن را ، و « ضرب » بمعنى زدنست ، و « طلخفى » « 1 » بكسر طاء بي نقطه وفتح لام وسكون خاء با نقطه وبي آن نيز بمعنى سخت شديدست ومراد زدن دشمنانست بشمشير زدن سخت ، و « آهسته كنيد آوازها را » ظاهر اينست كه از براي اين باشد كه فرياد ونعره منشأ خوف وترس شود يعنى خوف وترس آدمي خود يا ساير مجاهدان ، وبعضي گفتهاند كه : مراد اينست كه فرياد ونعره امارت وعلامت خوف وترس است .
10431
لا تطمعنّ في مودّة الملوك ،
فانّهم يوحشونك آنس ما تكون
هامش
( 1 ) ابن أبي الحديد گفته : والطّعن الدّعسىّ الذي يحشى به أجواف الأعداء ، وأصل الدعس الحشو ، دعست الوعاء حشوته ، و « ضرب طلحفى بكسر الطّاء وفتح اللام اى شديد واللام زائدة » ليكن پوشيده نماند كه در زيادت واصالت لام در ميان علماى لغت وأدب اختلاف است طالب تفصيل بمواضع آن رجوع كند زيرا كه اينجا گنجايش آنرا ندارد .