تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
صولهء باشد ، وبدهيد شمشيرها را حقهاى آنها را ، واز پى برويد از براي جنگ جايگاههاى افتادن آن را ، وبر انگيزيد نفسهاى خود را بر طعن دعسىّ وضرب طلخفى ، وآهسته كنيد آوازها را پس بدرستى كه اين دور كننده‌ترست مر ترس را . اين كلاميست كه مىفرمودند بأصحاب خود در جنگ ، « فرّه » بمعنى گريختن است ، و « كرّه » بمعنى حمله كردن ، و « جوله » بمعنى جولانست ودوره زدني در ميدان ، وبعضي از شارحان نهج البلاغة گفته‌اند : كه جوله گريختنيست كه نزديك باشد ودور نشود ، و « صوله » نيز بمعنى حمله كردنست ومراد اينست كه سخت وگران مدانيد وعيب وعار مشماريد گريختنى را كه بعد از آن حمله كردنى باشد يعنى گريختنى را كه از موضعي باشد بموضعى ديگر كه آن اصلح باشد از براي جنگ وحمله كردن ، عيب وعار گريختنى است كه از أصل آن جنگ باشد نه از خصوص مكاني بمكان ديگر كه أصلح باشد ، وشارحان نهج البلاغة برين حمل كرده‌اند كه : اگر اتّفاق افتد از شما گريختنى وبعد از آن باز برويد وحمله كنيد آن گريختن سخت ودشوار نباشد بر شما آن حملهء بعد جبر آن گريختن ميكند ، « گريختن سخت وگران » گريختنيست كه تلافى آن بعد از آن بحمله نشود . وگفته‌اند كه : غرض أزين تحريص ايشانست بر معاودت بجنگ هر گاه بگريزند واين كه بآن تلافى آن عيب وعار مىشود ، وهمچنين سخت وگران مدانيد جولانى را كه در ميدان بكنيد ودورهء كه بزنيد در آن بي جنگ از براي مصلحتى مثل تعيين موضعي كه أصلح باشد يا از براي فرا گرفتن أهبه واستعداد جنگ وقوى نمودن توطين نفس بر آن وأمثال اينها هر گاه خواهيد كه بعد از آن حمله كنيد ، سخت وگران همانا رفتنى است كه از براي حمله نباشد وخواهند كه بآن اكتفا شود ، واگر مراد به « جوله » گريختن نزديك باشد بمنزلهء تأكيد حكم سابق خواهد بود ، ومراد به « حقوق شمشيرها كه بايد داد