تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
خشنودى را از براي كسى كه اميد داشته باشى خشنود گردانيدن أو را يعنى طلب كن اين را كه خشنود گردانى أو را از خود ، وحاصل هر دو يكيست ، وممكن است بنا بر دويم كه مراد اين باشد كه : طلب خشنودى كن از براي كسى كه اميد داشته باشى خشنود گردانيدن أو را يعنى تا بكسى اميد اين نداشته باشى كه ترا خشنود كند طلب مكن از أو اين كه خشنود كند ترا وآبروى خود نزد هر كسى مريز .

10413

لا تزلّوا عن الحقّ وأهله ، فانّه من استبدل بنا أهل البيت هلك وفاتته الدّنيا والآخرة . ملغزيد از حقّ وأهل آن ، پس بدرستى كه هر كه فرا گيرد ديگرى را بدل ما أهل بيت ، هلاك شود وفوت شود أو را دنيا وآخرت ، يعنى ملغزيد از پيروى حقّ وأهل آن كه ما باشيم زيرا كه هر كه پيروى ما نكند وديگرى را امام وپيشواى خود سازد بدل ما يعنى أهل بيت رسول خدا صلّى اللَّه عليه وعليهم هلاك شود وفوت شود أو را دنيا وآخرت ، ومراد به « دنيا » دنيا بر وجه حلال است يعنى حلال دنيا را نيابد .

10414

لا تكثرنّ الخلوة بالنّساء فيمللنك وتملّهنّ ، واستبق من نفسك وعقلك بالابطاء عنهنّ . بسيار مكن زينهار خلوت كردن با زنان را پس ملول گردند از تو وملول گردى تو از ايشان ، وباقي گذار از نفس خود وعقل خود بد رنگ كردن از ايشان يعنى اگر بسيار كنى خلوت با ايشان را ملول گردند ايشان از تو وملول گردى تو از ايشان ، و « باقي گذار از نفس خود » يعنى قدرى از نفس خود وعقل خود را باقي بگذار ، « بد رنگ كردن از ايشان » يعنى باين كه پيش ايشان نروى وتأخير كنى آن را كه اگر درنگ نكنى نفس تو وعقل تو باقي نماند وتلف شود ، و « تلف شدن نفس »