وقت آن در خارج وقت آن هر گاه داخل شود وقت نماز واجب پيش از گزاردن آن ، وممكن است مراد معنى لغوى آن باشد كه مطلق بجا آوردن باشد كه شامل ادا وقضاى اصطلاحى هر دو باشد ومراد منع از كردن نماز سنّت باشد مطلقا در وقت نماز واجب پيش از كردن آن ، وبر هر تقدير ممكن است نهى از براي تحريم باشد چنانكه مذهب جمعى از علماى ماست رضوان اللَّه تعالى عليهم أجمعين كه جايز نمىدانند آن را ، وممكن است كه از براي كراهت باشد چنانكه مذهب جمعيست از محقّقان ايشان كه تجويز ميكنند گزاردن نافله را در وقت فريضة هر گاه تنگ نشده باشد نهايت مكروه مىدانند ، ووقت فريضة بايد كه بر وقت فضيلت آن حمل شود زيرا كه شكّى نيست كه وقت نافلهء ظهر وعصر بعد از دخول وقت فريضهء آنهاست وظاهر اينست كه نافلهء ديگر نيز در آن وقت پيش از دخول وقت فضيلت فريضة قصورى نداشته باشد وتفصيل مسئله در كتب فقهيّه است .
10398
لا تخلّفنّ وراءك شيئا من الدّنيا ، فانّك تخلّفه لأحد رجلين ، إمّا رجل عمل فيه بطاعة اللَّه فسعد بما شقيت به ، وإمّا رجل عمل فيه بمعصية اللَّه فكنت عونا له على المعصية ، وليس أحد هذين حقيقا أن تؤثره على نفسك .
پس مينداز زينهار پشت سر خود چيزى را از دنيا ، پس بدرستى كه پس مىاندازى تو آنرا از براي يكى از دو مرد ، يا مردى كه عمل كند در آن بطاعت خدا ، پس نيكبخت گردد به آن چه بدبخت شدهء تو بآن ، ويا مردى كه عمل كند در آن بمعصيت خدا ، پس بوده باشى تو يارى كننده مر أو را بر معصيت ، ونيست يكى أزين دو تا سزاوار اين را كه اختيار كنى تو أو را بر نفس خود .