از براي آزمايش مؤمن باشد پس از آن شاد بايد بود كه بمنزلهء تحفهايست از براي أو نه از خلاف آن .
10395
لا تصحب الّا عاقلا تقيّا ، ولا تعاشر الّا عالما زكيّا ، ولا تودع سرّك الّا مؤمنا وفيّا .
مصاحبت مكن مگر عاقل بسيار پرهيزگارى را ، وآميزش مكن مگر عالم بسيار پاكيزهء را ، ومسپار سرّ خود را مگر مؤمن بسيار وفا كنندهء را .
10396
لا تحمل على يومك همّ سنتك ، كفاك كلّ يوم ما قدّر لك فيه ، فان تكن السّنة من عمرك فانّ اللَّه سبحانه سيأتيك في كلّ غد جديد بما قسم لك ، وان لم تكن من عمرك فما همّك بما ليس لك .
بار مكن بر روز خود اندوه سال خود را ، كافيست ترا در هر روز آنچه تقدير كرده شده از براي تو در آن ، پس اگر بوده باشد سال از عمر تو پس بدرستى كه خداى كه پاكست أو بزودى مىآورد براي تو در هر فرداى تازهء آنچه را قسمت كرده از براي تو ، واگر نبوده باشد از عمر تو پس چيست اندوه تو براي آنچه نيست از براي تو .
10397
لا تقض نافلة في وقت فريضة ، ابدأ بالفريضة ثمّ صلّ ما بدا لك .
قضا مكن نماز نافله را در وقت نماز فريضهء ، ابتدأ كن بنماز فريضة بعد از آن نماز بگزار آنچه را پديد آيد در آن رأى وعزم تو ، ممكن است مراد به « قضاء » معنى اصطلاحى آن باشد ومراد منع از قضاى نافله باشد كه فوت شده باشد در