و « كفايت كنند از شما آن را أهل آن » يعنى آن را جمعى ديگر بجاى شما بكنند وأهل آن گردند ، پس گويا كارگزارى آن كنند از براي شما باعتبار اين كه شما نمىخواستيد كه از أهل آن باشيد وايشان خود را از أهل آن كردند وشما از أهل آن نشديد پس گويا ايشان كارگزارى كار آن كردند از براي شما وشما را فارغ كردند از آن ، واللّه تعالى يعلم .
10392
لا تجعل أكبر همّك بأهلك وولدك ، فانّهم إن يكونوا أولياء اللَّه سبحانه فانّ اللَّه لا يضيّع وليّه ، وإن يكونوا أعداء اللَّه فما همّك بأعداء اللَّه .
مگردان بزرگترين اندوه خود را براي أهل خود وفرزند خود ، پس بدرستى كه ايشان اگر بوده باشند دوستان خداى سبحانه پس بدرستى كه خدا ضايع نخواهد كرد دوست خود را ، واگر بوده باشند دشمنان خدا پس چيست اندوه تو از براي دشمنان خدا . « مگردان بزرگترين اندوه خود را » درين اشاره است باين كه اندوه زياد از براي ايشان نبايد داشت بنا بر وجهي كه فرمودهاند ، واين كه في الجملة در اندوه وفكر ايشان وتدبير معاش ايشان بودن بعد از خود قصورى ندارد ، زيرا كه حق تعالى با وجود اين كه متكفّل روزى هر كسى شده رخصت داده در سعى في الجملة از براي آن بلكه امر فرموده بآن ، نهايت منع كرده از سعى زياد از براي آن ، پس از براي ايشان نيز اندوه زياد در كار نيست ومنعى از غمخوارى ايشان في الجملة نيست اندوه زياد بايد كه از براي آخرت خود ورستگارى در آن باشد .
10393
لا يحنّنّ أحدكم حنين الأمة على ما زوى عنه من الدّنيا .
نگريد سخت زينهار أحدى از شما مانند كنيز بر آنچه دور كرده شده باشد