تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مشغول مشو به آن چه مهمّ وضرور نباشد ترا ، وبر خود مگذار زحمت بالاتر از آنچه را بس باشد ترا ، وبگردان همهء اندوه خود را از براي آنچه رستگار مىگرداند ترا .

10387

لا تصعّرنّ خدّك ، وألن جانبك ، وتواضع للَّه الّذى رفعك . ميل مفرما زينهار گونهء خود را ، ونرم كن جانب خود را وروى خود را ، وفروتنى كن از براي خدايى كه ترا بلند كرده ، « ميل فرمودن گونه » كناية از تكبّر كردن با مردم است چنانكه عادت متكبّرانست كه گونهء خود را مىگردانند از مردم ، و « نرمى جانب » كناية از هموارى كردن با مردم است چنانكه مكرّر مذكور شد .

10388

لا يزهدنّك في اصطناع المعروف قلّة من يشكره فقد يشكرك عليه من لا ينفع بشئ منه ، وقد يدرك من شكر الشّاكر أكثر ممَّا أضاع الكافر . بي رغبت نسازد ترا زينهار كردن احسان كمي كسى كه شكر كند آنرا ، پس بتحقيق كه شكر ميكند ترا بر آن كسى كه منتفع نمىشود بچيزى از آن ، وبتحقيق كه دريافته مىشود از شكر آن شكر كنندهء بيشتر از آنچه ضايع كرده كفران كننده . مراد به « كسى كه شكر ميكند بر آن ومنتفع نمىشود بچيزى از آن ، حق تعالى است وشكر أو جزاى خيريست كه مىدهد بعوض آن وظاهرست كه آنچه دريافته مىشود از شكر اين شكر كننده بيشتريست از شكري كه نكرده آن را كفران كننده اگر ميكرد وهر قدر كه ميكرد ، وممكن است كه مراد بآن كسى جمعى ديگر باشند كه احسان را خوب مىدانند وشكر ميكنند هر كه را بشنوند كه أهل آنست هر چند احسان بايشان نكرده باشد وغالب اينست كه شكر ايشان سودمندترست از شكر