داخل مشويد بي فكرى آنچه را رو بآن كرده باشيد از فور فتنه ، وكناره كنيد از راه آشكار آن ، وخالى گذاريد ميانهء راه را از براي آن ، مراد به « فور فتنه » روى آنست يا پهن شدن آن يعنى آنچه را رو بآن كرده باشيد از روى فتنه كه رو بشما كرده باشد وبجانب شما آيد يا فتنهء كه خواهد كه پهن شود ومراد اينست كه اگر براهى برويد كه فتنهء بر سر راه باشد بي رويّه داخل در آن مشويد بلكه كناره كنيد از جادّهء راه ، وخالى گذاريد ميانهء راه را از براي آن واين باعتبار اينست كه غالب اينست كه : صاحب فتنه متوّجه جادّهء را هست واز آن راه مىآيد پس هر كه از آن راه برود گرفتار أو مىشود واگر كناره كند از آن غالب اينست كه بآن برنخورد ، وممكن است مراد اين باشد كه : هر گاه رو بفتنه كرده باشيد يعنى فتنه رو بشما آيد مثل اين كه لشكر دشمنى متوجّه بلدي باشد كه در آنجا باشيد يا وبا وطاعونى در آنجا پيدا شود شما بي فكرى خود را در آن داخل مكنيد هر گاه ميسّر باشد نقل از آن ، نقل كنيد وكناره كنيد از آن ، وراهى كه آن دارد خالى گذاريد از براي آن .
10380
لا تدعونّ إلى مبارزة ، وان دعيت إليها فأجب ، فانّ الدّاعى إليها باغ ، والباغي مصروع .
مخوان زينهار بسوى مبارزت ، واگر خوانده شوى بسوى آن أجابت كن پس بدرستى كه خواننده بسوى مبارزت سر بلندى كننده است وسر بلندى كننده افتاده شده است . مراد اينست كه در جنگ مخوان كسى را بمبارزت يعنى باين كه بيرون آيد بجنگ با تو چنانكه ميانهء شجاعان شايعست ، زيرا كه اين سربلندى كردنست ونازيدن بخودست ، وهر كه چنين كند مغلوب شود وبيفتد ، بلى اگر كسى ترا بخواند بمبارزت ، بيرون رو بسوى أو ، زيرا كه نرفتن در اين صورت ترسناكى وننگ است .