10381
لا تستكثرنّ من إخوان الدّنيا ، فانّك إن عجزت عنهم تحوّلوا أعداء ، وإنّ مثلهم كمثل النَّار ، كثيرها يحرق وقليلها ينفع .
بسيار مگير برادران دنيا را ، پس بدرستى كه تو اگر عاجز شوى از ايشان برگردند دشمنان ، وبدرستى كه مثل ايشان مثل آتش است بسيار آن مىسوزاند وكم آن نفع بخشد ، « اگر عاجز شوى از ايشان » يعنى از رعايت ايشان وبر آوردن مطالب ايشان ، و « برگردند دشمنان » يعنى بدل شود دوستى ايشان بدشمنى ، و « نافع بودن كم ايشان » باعتبار اينست كه نعمت در دنيا بي معاونت جمعى از أمثال اين مردم دشوارست .
13082
لا تحمل همّ يومك الّذى لم يأتك على يومك الّذى قد أتاك ، فانّه إن يكن من عمرك يأتك اللَّه سبحانه فيه برزقك ، وإن لم يكن من عمرك فما همّك بما ليس من أجلك .
بار مكن اندوه روز خود را كه نيامده باشد ترا بر روز تو كه بتحقيق آمده ترا ، پس بدرستى كه آن اگر بوده باشد از عمر تو مىآورد براي تو خداى سبحانه در آن روزى ترا ، واگر نبوده باشد از عمر تو ، پس چيست اندوه تو به آن چه نيست از اجل تو يعنى از مدّت عمر تو .
10383
لا تصحب من فاته العقل ، ولا تصطنع من خانه الأصل ، فانّ من لا عقل له يضرّك من حيث يرى أنّه ينفعك ، ومن لا أصل له يسئ إلى من يحسن اليه .
مصاحبت مكن كسى را كه فوت شده باشد أو را عقل ، واحسان مكن كسى را