تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
أو بد كند در برابر احسان كنند باو ونگذارند كه بدى أو زيادة شود از احسان باو .

10369

لا يكوننّ أخوك على قطيعتك أقوى منك على صلته . نبوده باشد زينهار برادر تو بر بريدن از تو قويتر از تو بر صلهء أو ، مراد بدستور فقرهء سابق تحريص بر صله واحسان برادرست هر چند ببرد أو وقطع صله واحسان كند واين كه هر چند أو قطع كند در برابر صله كنند ونگذارند كه قطع أو زيادة شود از صله واحسان باو .

10370

لا تغدرنّ بعهدك ، ولا تخفرنّ ذمّتك ، ولا تختل عدوّك فقد جعل اللَّه سبحانه عهده وذمّته أمنا له . بيوفائى مكن زينهار بعهد خود ، ومشكن زينهار پيمان خود را ، ومكر مكن با دشمن خود پس بتحقيق كه گردانيده خداى سبحانه عهد أو را وپيمان أو را أيمنى از براي أو ، مراد منع از مكر كردن با دشمن است به آن چه اشاره بآن شد از عهد وپيمان كردن با أو وبعد از آن بيوفائى كردن بعهد وشكستن پيمان واستدلال بر آن باين كه حق تعالى عهد وپيمان با دشمن را ايمنى گردانيده از براي أو پس بعد از عهد وپيمان بيوفائى بعهد وشكستن پيمان وايذا وآزار كردن أو جايز نباشد .

10371

لا تكوننّ عبد غيرك وقد جعلك اللَّه سبحانه حرّا ، فما خير خير لا ينال الّا بشرّ ، ويسر لا ينال الَّا بعسر . مباش زينهار بندهء غير خود وحال اين كه بتحقيق گردانيده است ترا خداى سبحانه آزاد ، پس چيست خير خيرى كه رسيده نشود مگر بشرّى وخير آسانئى كه رسيده نشود مگر بدشواريى ، غرض منع از مطيع وفرمانبردار كسى شدنست مانند بندگان از براي أمور دنيوي ، و « چيست خير خيرى » استفهام انكاريست ومراد اينست