شتاب مكن زينهار بسوى تندى خشمى ، وتعجيل مكن زينهار بعقوبتي كه يافته باشى از آن توسعه ، پس بدرستى كه اين منهكة دينست ونزديك گردانندهء غيرست ، مراد منع از شتاب كردن بسوى تندى خشم وتعجيل كردن بسوى عقوبت - كردنيست كه توسعهء از آن باشد يعنى ضرور ولازم نشود ووسعت گذشتن از آن باشد ، و « منهكه » بمعنى لاغر وضعيف كردنست يا كهنه كردن واين نيز كناية از آنست ، و « غير » بكسر غين با نقطه وفتح ياى دو نقطهء زير بمعنى حوادث تغيير دهنده است يعنى نزديك مىگرداند حوادثى را كه تغيير دهند دولت ونعمت أو را .
10346
لا تطيعوا النّساء في المعروف حتّى لا يطمعن في المنكر .
فرمانبردارى مكنيد زنان را در كار خوب تا اين كه طمع نكنند در كار بد ، يعنى تكليفي كه زنان بشما بكنند هر چند كار مشروعى باشد فرمانبردارى ايشان مكنيد تا اين كه ايشان قطع طمع از فرمانبردارى شما بالكلّيّه بكنند وطمع نكنند در تكليفهاى نامشروع مثل رخصت دادن ايشان برفتن بسيرها وگشتها ومانند آن .
10347
لا تستعملوا الرّأى فيما لا يدركه البصر ، ولا تتغلغل فيه الفكر .
بكار مفرمائيد رأى وانديشه را در آنچه در نمىيابد آنرا چشم ، وداخل نمىشود در آن فكرتها ، مراد منع از كار فرمودن رأى وانديشهء خودست در معارف الهيّه واعتماد بر آن بلكه بايد رجوع در آنها بأخبار أنبياء وأوصياء عليهم السلام ، ومراد فكر وانديشهايست كه دليل وبرهان عقلي قايم نشود بر آن بلكه بناى آن بر ظنّ وتخمين وقياس باشد .
10348
لا تدخلنّ في مشورتك بخيلا فيعدل بك عن القصد ، ويعدك الفقر .