تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

10336

لا تجعلوا يقينكم شكّا ، ولا علمكم جهلا . مگردانيد يقين خود را شكّى ونه علم خود را جهلي ، غرض تحريص مردم است بعمل كردن بمقتضاى يقين وعلم خود بأحوال مبدأ ومعاد واين كه با يقين وعلم به آنها عمل نكردن بآن معقول نيست پس كسى كه عمل نكند بآن گوئيا يقين خود را شكّ گردانيده وعلم خود را جهل .

10337

لا تجهل نفسك ، فانّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكلّ شيء . مباش نادان نفس خود را پس بدرستى كه نادان شناخت نفس خود را نادانست بهر چيز ، مراد به « نادان نفس خود » اينست كه قدر ومرتبهء خود را نداند باين كه تجاوز كند از حدّ ورتبهء خود ، يا اين كه خود را از رتبهء خود بيندازد باخلاق وصفات نكوهيده يا افعال واعمال ناشايست ، و « بودن چنين كسى بمنزلهء نادان بهر چيز » ظاهرست ، زيرا كه دانائيى كه كار كسى مىآيد اين دانائيست پس كسى كه اين را نداشته باشد گويا أصلا دانائى ندارد وهيچ چيز نمىداند . وممكن است كه مراد شناختن نفس خود باشد ودانستن عيبهاى آن تا اين كه سعى كند در ازالهء آنها از خود ، يا شناختن نفس خود باشد ودانستن عيبهاى آن تا اين كه سعى كند در ازاله آنها از خود ، يا شناختن نفس خود باشد باين نحو كه خود بخود يافت نتواند شد وناچارست أو را از مبدئى كه أو را موجود كرده باشد وبر هر تقدير « بودن نادان آن ، نادان بهرهيز » بر سبيل مبالغه است ومراد اينست كه بمنزلهء اينست كه هيچ چيزى را نداند .

10338

لا تفتننّكم الدّنيا ، ولا يغلبنّكم الهوى ، ولا يطولنّ عليكم الأمد ، ولا يغرّنّكم الأمل ، فانّ الأمل ليس من الدّين في شيء . بفتنه نيندازد زينهار شما را دنيا ، وغلبه نكند زينهار بر شما هوا ، ودراز نكشد زينهار بر شما أمد ، وفريب ندهد زينهار شما را اميد ، پس بدرستى كه اميد