تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
گردند بايد كه نفس خود را فرمانبردار خود گرداند تا مردم نيز بفرمان خدا فرمانبردار أو گردند .

10327

لا تعجلنّ إلى تصديق واش وان تشبّه بالنَّاصحين ، فانّ السّاعى ظالم لمن سعى به ، غاشّ لمن سعى اليه . تعجيل مكن زينهار بسوى تصديق واشى وهر چند خود را شبيه ساخته باشد بنصيحت كنندگان ، پس بدرستى كه ساعى ستم كننده است از براي كسى كه سعايت كرده أو را ، وغشّ كننده است مر كسى را كه سعايت بسوى أو كرده ، « واشى » و « ساعى » سخن چينيست كه بدگويئى كه كسى كسى را كرده باشد باو نقل كند ومراد اينست كه تعجيل نبايد كرد در تصديق أو هر چند خود را شبيه بدوستان صاف ساخته واين سخن چينى را از براي اظهار اين ميكند ، زيرا كه چنين كس نسبت بهر دو طرف بد ميكند ، ستم كننده است نسبت بكسى كه سعايت أو كرده وسخن أو را نقل كرده زيرا كه أو را بعقوبتي گرفتار مىسازد ، وصاف نيست نسبت بكسى كه سعايت بسوى أو ميكند زيرا كه أو را بخشم مىآورد ومتصدّى انتقام مىسازد ، اگر صاف مىبود با أو اظهار نمىكرد باو تا أو آلودهء آن نشود ، زيرا كه انتقام اگر زيادة از گناه أو باشد ظلم وستم باشد واگر به آن قدر يا كمتر باشد اگر چه جايز باشد نقص وناخوش باشد پس كسى كه با كسى صاف باشد چرا أو را بر چنين كارى دارد .

10328

لا تمنعنّكم رعاية الحقّ لاحد عن إقامة الحقّ عليه . منع نكند شما را زينهار رعايت حقّ از براي احدى از بر پا داشتن حقّ بر أو ، يعنى چنين مكنيد زينهار كه از براي رعايت حقّى كه كسى بر شما داشته باشد أقامت نكنيد حقّى را كه بر أو باشد از حقوق حق تعالى يا ديگران ، وباز خواست نكنيد آنرا از أو بسبب آن رعايت .