ودر بعضي نسخهها « عمّا لا يكون » است يعنى : سؤال مكن از آنچه نبوده يا نمىباشد ( بنا بر اختلاف نسخهها ) پس در آنچه بتحقيق بوده از براي تو شغليست . وشارح بحراني ( ره ) گفته كه « امر فرمودهاند بتسلّى شدن از آنچه ميباشد از زيادتى روزى ومانند آن از مطالب دنيوية به آن چه بوده وواقع شده از مطالبى كه عطا شده وترغيب فرمودهاند در آنچه امر كردهاند بآن باين كه در آنچه داده شده شغليست از براي تو كه آن ضبط آن وشكر آن وكار فرمودن آن در أطاعت خداست ، پس همان كافيست از براي شغل تو وطلب زيادتى سزاوار نيست ، وپوشيده نيست كه آن عبارت نيز بر معنيى كه در شرح عبارت اينجا مذكور شد محمول مىتواند شد بلكه آن ظاهرترست واين كه حمل عبارت اينجا بر آن معنى بغايت بعيدست ، واللَّه تعالى يعلم .
10316
لا تستشفينّ بغير القرآن ، فانّه من كلّ داء شاف .
شفا مجوئيد بغير قرآن پس بدرستى كه آن از هر دردى شفا دهنده است ، يعنى در كار نيست شفا جستن بغير قرآن مجيد ، زيرا كه آن كافيست از براي شفا جستن بآن از هر دردى . واين يا باعتبار اينست كه هر سوره يا هر قدرى را كه از آن بخوانند از براي شفاء از هر دردى شفا دهنده باشد از آن بشرط اخلاص وباقي شرائط أجابت دعاء ، يا باعتبار اين كه شفاى هر دردى در جاى خاصّى از اين باشد كه أهل آن عالم باشند بآن ، وبنا بر اين بايد كه مراد اين باشد كه در كار نيست شفا جستن بغير آن بلكه رجوع كنيد بما در هر دردى تا ما خبر دهيم شما را بشفا دهندهء آن از قرآن .
10317
لا يسترقّنّك الطّمع وقد جعلك اللَّه حرّا .
بنده نگرداند زينهار ترا طمع وحال اين كه بتحقيق گردانيده ترا خدا آزاد يعنى