معقول نيست كه كسى كه حق تعالى أو را آزاد گردانيده باشد أو خود را بندهء طمع گرداند يعنى مطيع وفرمانبردار آن باشد مانند بندگان .
10318
لا تعرّض لمعاصى اللَّه سبحانه واعمل بطاعته يكن لك ذخرا .
فرا پيش ميا نافرمانيهاى خداى سبحانه را وعمل كن بفرمانبردارى أو تا بوده باشد از براي تو ذخيرهء ، يعنى اگر چنين كنى بوده باشد آن از براي تو ذخيرهء وپس اندوزى از براي آخرت .
10319
لا تند منّ على عفو ، ولا تبهجنّ بعقوبة .
پشيمان مشو زينهار بر بخشايشى ، وشادمان مشو زينهار بر عقوبت كردنى .
10320
لا تهتمّنّ الّا فيما يكسبك « 1 » أجرا ، ولا تسع الّا في اغتنام مثوبة .
اهتمام مكن زينهار مگر در آنچه كسب فرمايد ترا اجرى ، وروى مكن مگر در غنيمت يافتن ثوابي .
10321
لا تكثرنّ الدّخول على الملوك ، فانّهم ان صحبتهم ملّوك ، وان نصحتهم غشّوك .
بسيار مكن زينهار داخل شدن بر پادشاهان را ، پس بدرستى كه ايشان اگر صحبت دارى با ايشان ملول گردند از تو ، واگر نصيحتى كنى ايشان راغش كنند با تو وصاف نباشند .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « يكسب » را بضبط صريح از باب افعال ضبط كرده وما در سابق صحّت « يكسب » را ( كيضرب ) وكلمات لغويان را نيز در اختلاف استعمال آن از باب افعال نقل كردهايم ، فراجع ان شئت .