تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
مكن چيزى از خير را از براي ريا ، وترك مكن آن را بسبب شرم وحيا ، غرض اينست كه كارهاى خير را از براي خدا وخشنودى أو بايد كرد نه از براي ريا يعنى اين كه مردم آن را ببينند وأو را بكردن آن صالح وخوب دانند ، زيرا كه چنين عملي هر چند كار خير باشد ثواب ندارد بلكه گناهست وبمنزلهء شرك بحق تعالى است چنانكه در أحاديث ديگر وارد شده ، و « كار خيرى را ترك مكن بسبب شرم از آن » مانند بعضي سنّتيها مثل تحت الحنك كه متروك شده باشد ميانهء مردم وكسى كه آن را بكند مردم آن را بر ريا حمل كنند ومذمّت كنند بلكه همين كه أو در واقع از براي خدا ميكند ثواب خواهد داشت ومذمّت مردم ضررى باو ندارد واز آن شرم نبايد كرد بلى اگر در واقع نيّت خود را در آن خالص از براي رضاى خدا نتواند كرد وآميخته بريائى باشد ترك كند آنرا چنانكه اوّلا مذكور شد .

10255

لا تحلم عن نفسك إذا هي أغوتك . بردبارى مكن از نفس خود هر گاه آن گمراه سازد ترا يعنى بر معصيتي دارد بلكه كمال منع وزجر كن أو را از آن .

10256

لا تعص نفسك إذا هي أرشدتك . نافرمانى مكن نفس خود را هر گاه آن ارشاد كند ترا ، يعنى هر گاه خواهد كه براه راست درست رساند .

10257

لا تثق بالصّديق قبل الخبرة . اعتماد مكن بر دوست پيش از آزمايش ، يعنى كسى را دوست خود مگير پيش از آزمايش ، يا هر چند دوست تو باشد اعتماد مكن بر أو در أمور خود پيش از آزمايش .

10258

لا توقع بالعدوّ قبل القدرة . جنگ مكن با دشمن پيش از توانايى وقدرت .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 282 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)