فرمانبردارى مكنيد ادعيائى را كه آشاميدهايد بصاف خود كدر وناصاف ايشان را ، وآميختهايد بصحّت وتندرستى خود بيمارى ايشان را ، وداخل كردهايد در حقّ خود باطل ايشان را ، « أدعياء » بمعنى پسر خواندههاست يا آنها كه متّهم باشند در نسب خود ، وظاهر اينست كه مراد در اينجا چنانكه بعضي از شارحان نهج البلاغة گفته جمعىاند كه اسلام را بخود بستهاند ونفاق را پنهان كردهاند پس خود را منسوب باسلام ساختهاند ودر واقع منسوب بآن نيستند مانند پسر خواندهء كسى كه أو را پسر أو مىخوانند ودر واقع پسر أو نيست ، وممكن است نيز كه غرض اشاره بخلل نسب ايشان نيز باشد . و « آشاميدهايد بصاف خود » يعنى ببدل صاف خود وعوض آن ، يا با صاف خود ، ومراد به « صاف ايشان » دين وايمان ايشانست كه بدل كردهاند آن را بگل ولاي أطاعت وپيروى آن أدعياء ، وطين وحماى « 1 » محبّت ودوستى ايشان ، يا آميخته كردهاند آن را بآن . ومراد به « تندرستى ايشان » نيز صحّت دين ايشانست كه آميخته كردهاند آن را ببيمارى أطاعت آن أدعياء ودوستى ايشان ، ومراد به « حقّ » و « باطل » نيز همانهاست ، وممكن است كه مراد بيان كمال محبّت ودوستى ايشان باشد با آن أدعياء بمرتبهء كه اگر آن أدعياء را كدورتى روى دهد شما نيز مكدّر شويد وبياشاميد كدورت ايشان را بجاى عيش صاف خود ، يا آميخته كنيد آن را بآن كدورت ، واگر ايشان را بيماريى عارض شود آميخته كنيد صحّت خود را بيمارى ايشان ، باعتبار اين كه چندان غمناك واندوهگين گرديد كه گويا شما نيز با وجود صحّت ، آن بيمارى را داريد ، ومراد به « حقّ » و « باطل » همان باشد كه مذكور شد ، يا اين كه آنچه حقّ شما باشد از حقوق مسلمانان وايشان را
هامش
( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « الحمأ الطين الأسود ، ومنه في القرآن : ولقد خلقنا الانسان من صلصال ومن حمأ مسنون » وصاحب نصاب الصبيان گفته است :« قناة است كاريز وعذب آب خوش * چو ينبوع چشمه حمأ است لاي »