در آنها حقّى نباشد داخل كنيد ايشان را در آن وايشان را شريك وسهيم خود گردانيد ، پس باطل ايشان را در حقّ خود داخل كنيد ، واللَّه تعالى يعلم .
10250
لا تحدّث النَّاس بكلّ ما تسمع ، فكفى بذلك خرقا « 1 » .
خبر مده مردم را بهر چه بشنوى ، پس كافيست اين بحسب حماقت وكم عقلي ، زيرا كه از آنچه بشنوى بسيار چيزها باشد كه كذب ودروغ باشد پس هر گاه تو نقل كنى آنها را تو كاذب ودروغگو برآئى ، وبعضي ميباشد از آنها كه راست باشد امّا غرابتى داشته باشد كه از آن راه مردم آنرا تكذيب كنند پس هر گاه تو نقل كنى ترا تكذيب كنند .
10251
لا تردّ على النَّاس كلّما حدّثوك ، فكفى بذلك حمقا .
ردّ مكن بر مردم هر چه را بشنوى پس كافيست اين بحسب حماقت ، زيرا كه بسيار چيزها باشد كه بحسب عقل تو درست نباشد باعتبار اين كه عقل تو نرسد به آنها ودر واقع درست باشد پس آنها را انكار نتوان كرد پس چيزى را كه بشنوى وبعقل تو درست نيايد بايد كه نه قبول كرد ونه انكار ، مگر اين كه مخالف بديهه يا برهاني باشد .
10252
لا تذكر الموتى بسوء ، فكفى بذلك اثما .
ياد مكن مردگان را ببدى ، پس كافيست اين بحسب گناه .
10253
لا ترغب فيما يفنى ، وخذ من الفناء للبقاء .
رغبت كن در آنچه فانى مىشود وفراگير از فنا از براي بقاء ، يعنى از دنيا از براي آخرت .
10254
لا تعمل شيئا من الخير رياء ، ولا تتركه حياء .
هامش
( 1 ) در بعضي نسخ بجاى « خرقا » : « حمقا » نقل شده است .