10239
لا تهتكوا أستاركم عند من يعلم أسراركم .
مدريد پردههاى خود را نزد كسى كه ميداند اسرار شما را ، يعنى حق تعالى ، ومراد منع از كردن مطلق گناهست ، زيرا كه هر گاه حق تعالى اسرار هر كس را داند پس هر گناهى كه كسى بكند خواهد دانست وپردهء أو نزد حق تعالى خواهد دريد پس ندريدن پردهء خود نزد أو باين مىشود كه أصلا گناهى نكند .
10240
لا تفضحوا أنفسكم لتشفوا غيظكم ، وان جهل عليكم جاهل فليسعه حلمكم .
رسوا مكنيد نفسهاى خود را از براي اين كه شفا دهيد خشم خود را ، واگر اظهار ناداني كند بر شما ناداني پس بايد كه وسعت داشته باشد آن را بردبارى شما ، مراد به « رسوا كردن نفسهاى خود از براي اين كه شفا دهند خشم خود را » اينست كه هر گاه خشمناك شوند بر كسى انتقام كشند از أو براي فرونشاندن خشم خود زيادة از قدرى كه مستحقّ آن باشد چه اين سبب رسوائى مىشود در دنيا وآخرت ، وممكن است كه مراد أصل انتقام باشد باعتبار اين كه دليل كمي حلم ونقص مرتبهء ايشان مىشود واين هم في الجملة رسوائيست ، ومراد به « اظهار ناداني كردن ناداني بر ايشان » اينست كه درشتى يا مثل آن بىآدابيى كنند كه نشان جهل وناداني صاحب آنست وكار نادانانست هر چند أو بالفرض نادان نباشد .
10241
لا يستحيين أحد إذا سئل عمّا لا يعلم أن يقول : لا أعلم .
شرم نكند زينهار احدى از شما هر گاه پرسيده شود از آنچه نمىداند از اين كه بگويد : نمىدانم .
10242
لا يستنكفنّ من لم يكن يعلم أن يتعلّم .