از حكّام ميباشد بلكه عدل تو بايد كه نسبت بقوى وضعيف يكسان باشد .
10226
لا تصرّ على ما يعقب الاثم .
ايستادگى مكن بر چيزى كه از پى در آيد گناه را ، يعنى بر جزاى آن وانتقام از صاحب آن ، وغرض تحريص بر عفو وبخشايش است .
10227
لا تفعل ما يشين العرض والاسم .
مكن آنچه را زشت مىگرداند عرض را ونام را .
10228
لا تضع من رفعته التّقوى .
پست مگردان كسى را كه بلند كرده باشد أو را پرهيزگارى .
10229
لا ترفع من رفعته الدّنيا .
بلند مگردان كسى را كه بلند كرده باشد أو را دنيا ، يعنى بلندى مرتبهء أو همين از راه دنيا باشد واز راه دين وپرهيزگارى بلنديى نداشته باشد ، ومراد اينست كه أو را بلند مدان ، يا اين كه تعظيم وتكريم أو مكن مگر از راه تقيّه يا نحو آن ، يا اين كه اگر زمان اختيار بدست تو آيد تو چنين كسى را بلند مكن .
10230
لا تقل ما يثقل وزرك .
مگو آنچه را سنگين كند گناه ترا ، يعنى گناهى باشد كه باعث زيادتى وسنگينى گناهان تو شود .
10231
لا تفعل ما يضع قدرك .
مكن آنچه را پست گرداند قدر ترا .
10232
لا تكونوا لنعم اللَّه عليكم أضدادا .
مباشيد از براي نعمتهاى خدا بر شما دشمنان ، يعنى دشمن يكديگر مشويد