تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
از حدّ در مگذر در شهوت خود وخشم خود پس عيبناك گردانند ترا يعنى اگر از حدّ درگذرى در آنها وفرمانبردارى آنها كنى زيادة از ميانه روى عيبناك گردانند آنها ترا باين كه مرتكب محرّمات سازند .

10213

لا ترغب في الدّنيا فتخسر آخرتك . رغبت مكن در دنيا پس ناقص گردانى آخرت خود را يعنى اگر رغبت كنى در دنيا ناقص گردانى آخرت خود را ، زيرا كه كم است كه رغبت در دنيا باعث ارتكاب حرامى نشود وبر تقديرى كه نشود يقين مرتبهء اين كس را در آخرت پست‌تر كند از آنكه رغبت در آن نداشته وهمين كافيست در زيان ونقصان .

10214

لا تغن بالرّذائل فتسقط قيمتك . بىنياز مشو بر ذايل پس پست شود بهاى تو . « رذايل » اخلاق وصفات پست مرتبه را گويند مقابل « فضايل » كه اخلاق وصفات بلند مرتبه است ، ومراد به « بىنياز شدن برذائل » اينست كه به آنها راضى شود وسلب آنها از خود وطلب فضايل نكند ، « پس پست شود بهاى تو » يعنى اگر چنان كنى پست شود قيمت وبهاى تو ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه : فرود ميا در رذايل وأقامت مكن در آنها كه اگر چنين كنى پست شود قيمت تو ، وحاصل هر دو يكيست .

10215

لا تعاتب الجاهل فيمقتك « 1 » ، وعاتب العاقل يحببك . عتاب مكن نادان را پس دشمن گردد ترا ، وعتاب كن عاقل را تا دوست گردد با تو ، « عتاب » بمعنى ملامتست ومراد اينست كه نادان را ملامت مكن بر كارى كه كرده باشد كه اين باعث دشمنى أو مىگردد ، بخلاف عاقل كه در أو سبب دوستى مىشود ، واين در وقتيست كه ملامت أو شرعا واجب نباشد مثل اين كه بر مخالفت بعضي از رسوم وعادات حسنهء عرفيّه باشد ، يا بر آنچه في الجملة ضرر
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « فيمقتك » را بجزم مضارع يعنى بسكون تاء ضبط كرده است .