دنيوي أو در آن باشد وامّا اگر بر چيزى باشد كه شرعا ملامت بر آن واجب باشد از راه أمر بمعروف ونهى از منكر پس ملامت أو بايد كرد هر چند سبب دشمنى أو گردد مگر اين كه اثرى در أو نكند ، يا اين كه دشمنى أو ضرر بحال اين كس داشته باشد ، وممكنست كه مراد بعتاب گله گزارى باشد ومراد آن باشد كه اگر خلاف آدابى از نادان ببينى أصلا گله گزارى مكن كه باعث دشمنى أو مىگردد بخلاف عاقل كه گله گزارى با أو سبب دوستى أو مىشود .
10216
لا تستصغرنّ عدوّا وان ضعف .
كوچك مشمار زينهار دشمن را واگر چه ضعيف باشد .
10217
لا تردّنّ السّائل وان أسرف .
بر مگردان زينهار سائلى را واگر چه اسراف كرده باشد يعنى واگر چه بسبب اسراف محتاج بسؤال شده باشد ، يا اين كه اگر چه بالفعل اسراف كرده باشد واز حدّ خود در گذشته باشد مثل اين كه جامهء كه زيادة باشد بر اندازهء أو پوشيده باشد يا سواره باشد .
10218
لا يسترقّنّك الطّمع وكن عزوفا .
بنده نگرداند ترا زينهار طمع ، وباش بىرغبت ، « بنده گردانيدن طمع أو را » كناية است از اين كه أو را مطيع وفرمانبردار خود گرداند مانند بنده .
10219
لا تمنعنّ المعروف وان لم تجد عروفا .
منع مكن زينهار احسان را واگر چه نيابى شناسائى را ، يعنى كسى را كه قدر آن را بشناسد وشكر آن بكند ، وبنا بر اين آنچه قبل از اين مكرّر مذكور شد از منع احسان كردن بكسى كه نشناسد آن را وشكر آن نكند بايد كه حمل شود بر وقتي كه شناسائى يافت شود .