10185
لا تعدّنّ شرّاً ما أدركت به خيرا .
مشمار زينهار شرّ چيزى را كه دريافته باشى بآن خيرى را ، مانند مصيبتى يا بلائي كه باعث أجر وثواب باشد .
10186
لا تعدّنّ خيرا ما أدركت به شرّا .
مشمار زينهار خير چيزى را كه دريافته باشى بآن شرّى را ، مثل مالي را كه بظلم وستم گرفته باشى .
10187
لا تتكلّم بكلّ ما تعلم ، فكفى بذلك جهلا .
سخن مكن بهر چه مىدانى پس كافيست اين بحسب جهل وناداني ، يعنى كافيست از براي جهل وناداني كسى اين كه سخن گويد بهر چه ميداند ، زيرا كه بسيارست كه گفتن بعضي چيزها متضمّن مفاسد عظيم باشد ، وبعضي أمور نيز ميباشد كه غرابتى دارد كه هر گاه كسى نقل كند مردم تكذيب أو كنند وسبب خفّت وذلّت أو گردد چنانكه قبل از اين مذكور شد .
10188
لا تمسك عن إظهار الحقّ إذا وجدت له أهلا .
باز مايست از ظاهر كردن حقّ هر گاه بيابى از براي آن أهلي .
10189
لا تنظر إلى من قال وانظر إلى ما قال .
نگاه مكن به آن كه گفته ونگاه كن به آن چه گفته ، يعنى در قبول وردّ سخن يا تحسين آن وسهل شمردن آن نگاه بأصل آن سخن بايد كرد اگر حق باشد قبول بايد كرد والّا ردّ بايد كرد ، وهمچنين اگر علوّ رتبه داشته باشد تحسين بايد كرد والّا سهل بايد شمرد ، نه اين كه نگاه بگويندهء آن كنى ، اگر مرد بزرگى گفته باشد آنرا قبول كنى هر چند حق نباشد يا اين كه تحسين كنى هر چند رتبهء نداشته باشد ،