ضامن مشو آنچه را قادر نباشى بر وفاء بآن ، يعنى متعهّد مشو چيزى را كه نتوانى وفاء بآن كرد خواه ضامن مالي باشد وخواه غير آن .
10179
لا تخبر بما لم تحط به علما .
خبر مده بچيزى كه فرو نگرفته باشى آن را بحسب علم يعنى همهء أطراف آن را ندانى .
10180
لا ترج ما تعنّف برجائك .
اميد مدار چيزى را كه سرزنش كرده شوى باميد داشتن تو آن را ، مثل چيزى كه در شأن أو نباشد داشتن آن يا رسيدن بآن .
10181
لا تأمن من البلاء في أمنك ورخائك .
أيمن مباش از بلا در امنيّت خود وفراخى خود ، يعنى در حال امنيّت وفراخى عيش مغرور مشو به آنها وأيمن مباش از بلا ، گاه باشد كه بزودى آنها مبدّل شود بخوف وتنگى ، پس در هر حال استعاذه بحق تعالى بايد واستعانت بأسبابى كه مقرّر فرموده از دعا وتصدّق وأمثال آنها .
10182
لا تقدم على ما تخشى العجز عنه .
قدم مگذار بر آنچه بترسى از عاجز شدن از آن .
10183
لا تعزم على ما لم تستبن الرّشد فيه .
عزم مكن بر آنچه ندانى رشد را در آن ، مراد به « رشد » صواب بودنست .
10184
لا تعامل من لا تقدر على الانتصاف منه .
معامله مكن با كسى كه قادر نباشى بر استيفاى حقّ خود از أو .