تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ضامن مشو آنچه را قادر نباشى بر وفاء بآن ، يعنى متعهّد مشو چيزى را كه نتوانى وفاء بآن كرد خواه ضامن مالي باشد وخواه غير آن .

10179

لا تخبر بما لم تحط به علما . خبر مده بچيزى كه فرو نگرفته باشى آن را بحسب علم يعنى همهء أطراف آن را ندانى .

10180

لا ترج ما تعنّف برجائك . اميد مدار چيزى را كه سرزنش كرده شوى باميد داشتن تو آن را ، مثل چيزى كه در شأن أو نباشد داشتن آن يا رسيدن بآن .

10181

لا تأمن من البلاء في أمنك ورخائك . أيمن مباش از بلا در امنيّت خود وفراخى خود ، يعنى در حال امنيّت وفراخى عيش مغرور مشو به آنها وأيمن مباش از بلا ، گاه باشد كه بزودى آنها مبدّل شود بخوف وتنگى ، پس در هر حال استعاذه بحق تعالى بايد واستعانت بأسبابى كه مقرّر فرموده از دعا وتصدّق وأمثال آنها .

10182

لا تقدم على ما تخشى العجز عنه . قدم مگذار بر آنچه بترسى از عاجز شدن از آن .

10183

لا تعزم على ما لم تستبن الرّشد فيه . عزم مكن بر آنچه ندانى رشد را در آن ، مراد به « رشد » صواب بودنست .

10184

لا تعامل من لا تقدر على الانتصاف منه . معامله مكن با كسى كه قادر نباشى بر استيفاى حقّ خود از أو .