تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
بكسى كه بشناسد احسان را وشكر آن كند ، ودر بعضي « نسخه‌ها » بجاى « عروف » « معروف » است يعنى نزد غير كس خوبى .

10173

لا تحدّث بما تخاف تكذيبه . سخن مگو بچيزى كه بترسى تكذيب آن را ، يعنى بچيزى كه مردم تكذيب آن كنند وقبول نكنند مثل أمرى كه غرابتى داشته باشد ومردم كم قبول كنند ، زيرا كه هر چند آن راست باشد چون باعث تهمت دروغگوئى مىشود اجتناب از آن بايد .

10174

لا تصدق من يقابل صدقك بتكذيبه . راست مگو كسى را كه در برابر مىاندازد راستى نرا بتكذيب خود ، اين نيز مضمون فقرهء سابقست واين كه راست را هم نزد كسى كه تكذيب آن كند نبايد گفت ، وغرض تأكيد اين معنيست اگر هر دو را همراه فرموده باشند .

10175

لا تسأل من تخاف منعه . سؤال مكن از كسى كه بترسى منع أو را ، يعنى احتمال اين دهى كه ردّ كند ترا وحاجت ترا بر نياورد .

10176

لا تغالب من لا تقدر على دفعه . در صدد غلبه در ميا با كسى كه قادر نباشى بر دفع آن ، يعنى چنين كسى اگر آزارى بتو رساند صبر وتحمّل كن ودر صدد دفع آن وغلبه بر أو در ميا ، كه بغير سبكى وخفّت ثمرهء ندارد .

10177

لا تعد بما تعجز عن الوفاء به . وعده مكن به آن چه عاجز باشى از وفاء بآن .

10178

لا تضمن ما لا تقدر على الوفاء به .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 264 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)