نيز كه حاضر مىشدند وگروهى پائين مىآمدند وگروهى بالا مىرفتند وترس ايشان از وقوع آن واقعه بود واين كه بعد از آن آيا چه روى دهد ، و « جدا نشد » يعنى همواره آواز ايشان را مىشنيدم كه آهسته صلوات يعنى رحمت مىفرستادند بر آن حضرت ، وممكنست نيز كه نماز مىكرده باشند بر أو ، و « ضريح » بمعنى قبرست يا لحد ، و « پس كيست سزاوارتر » استفهام انكاريست ومتفرّع است بر آنچه نقل فرمودند از خدمات وجان فشانيها در حيات آن حضرت واز متوّلى شدن تجهيز أو بعد از وفات ، ومراد اينست كه با وجود اختصاص اين فضايل بمن پس نيست كسى سزاوارتر بآن حضرت از من نه در حال حيات آن حضرت ونه بعد از رحلت أو صلّى اللَّه عليه ، ومراد باين چنانكه ابن أبي الحديد كه از أكابر أهل سنّت است گفته أحقيّت اوست بخلافت بعد از رحلت آن حضرت صلوات اللَّه وسلامه عليهما .
10146
واتّقوا اللَّه الّذى أعذر ، واحتج بما نهج ، وحذّركم عدوّا نفذ في الصّدور خفيّا ، ونفث في الآذان نجيّا .
وبپرهيزيد از خدائى كه زايل كرده عذر را باين كه ترسانيده ، وحجّت تمام كرده باين كه راه واضح قرار داده ، وترسانيده شما را از دشمنى كه فرو رفته در سينهها پنهان ، وباد دميده در گوشها راز گوينده . اين تتمّهء كلاميست وعطف بر سابقست ومراد اينست كه : بترسيد وبپرهيزيد از نافرمانى خدائى كه نگذاشته از براي كسى عذرى باين كه ترسانيده يعنى چون مردم را از محرّمات ترسانيده ومنع كرده پس اگر كسى ارتكاب آنها كند عذرى ندارد ، بخلاف اين كه اگر نترسانيده بود كه كسى كه ارتكاب آنها ميكرد معذور بود بسبب جهل وناداني ، و « حجّت تمام كرده » يعنى چون راه وأضحى از براي رسيدن بحقّ قرار داده پس حجّت تمام كرده بر كسى كه نرسيده باشد بآن وأو را عذرى نباشد از براي نرسيدن بآن ، بخلاف اين كه اگر در راه آن خفائى مىبود كه كسى كه نمىرسيد بآن معذور مىبود ، ومراد به « دشمنى