صلّى اللَّه عليه وآله والملائكة أعواني ، فضجّت الدّار والأفنية ، ملأ يهبط وملأ يعرج ، وما فارقت سمعي هينمة منهم ، يصلّون عليه حتّى وأريناه صلوات اللَّه عليه في ضريحه فمن ذا أحقّ به منّى حيّا وميّتا ؟ !
وهر آينه بتحقيق قبض كرده شد روح مبارك رسول خدا - رحمت كند خدا بر أو وآل أو - وحال آنكه بدرستى كه سر مبارك أو بر سينهء من بود ، وهر آينه بتحقيق روان شد نفس أو در كف دست من ، پس كشيدم آنرا بر روى خود ، وهر آينه بتحقيق كارگزارى كردم غسل أو را ، رحمت كند خدا بر أو وآل أو ، وفرشتگان يارى كنندگان من بودند ، پس بفرياد آمد از فزع وترس خانه وأطراف آن ، گروهى پائين مىآمدند وگروهى بالا مىرفتند ، وجدا نشد از گوش من آواز آهستهء از ايشان ، رحمت مىفرستادند بر أو تا اين كه پنهان كرديم أو را در ضريح مقدّس أو ، پس كيست سزاوارتر باو از من در حالي كه زنده بود ودر حالي كه رحلت فرمود .
اين تتمهء كلام سابقست و « نفس » بسكون فاء بمعنى خون آمده ومراد به « نفسي كه روان شده در كف دست أو » شارحان نهج البلاغة گفتهاند : خونست كه نقل شده كه در وقت رحلت رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله اندك خونى قى كردند وآن حضرت صلوات اللَّه وسلامه عليه آنرا بر روى خود ماليد . وپوشيده نيست كه اين منافاة ندارد با نجاست خون ، زيرا كه ممكنست كه از براي شرافت وبركت آن بر روى خود ماليده باشد هر چند آخر بايد شست ، يا آنكه ممكن است كه خون آن حضرت مستثنى باشد ونجس نباشد چنانكه جمعى از علما احتمال آن دادهاند بنا بر اين كه روايت شده كه أبا ظبيهء حجّام چون حجامت كرد آن حضرت را آشاميد خون را وآن حضرت انكار نكرد بر أو وفرمود كه چون چنين كردى درد نيابد شكم تو ، وظاهر اينست كه مراد به « فرياد خانه وأطراف آن » فرياد أهل آنهاست وملائكة
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٢٥٣