كه گرامى گردانيده بود مرا خدا بآن ، وهر آينه بتحقيق كه بذل كردم در فرمانبردارى آن حضرت - رحمتهاى خدا بر أو وآل أو باد - جهد خود را ، وجهاد كردم با دشمنان أو بهمهء طاقت خود ، ونگاهداشتم أو را بنفس خود ، وهر آينه بتحقيق كه رسانيد بسوى من از علم خود آنچه را نرسانيد آنرا بسوى احدى غير از من .
ممكن است كه « مستحفظان » بفتح فاء باشد يعنى جمعى كه حق تعالى ايشان را حافظ ونگاهدار دين وعلوم گردانيده ، وحفظ ونگاهدارى آنها را از ايشان خواسته ، وممكن است كه بكسر فاء باشد يعنى حافظان ونگهداران دين وعلوم ، و « ردّ نكردم بر خدا ونه بر رسول أو ساعتي » يعنى ردّ نكردم هيچ فرمان ايشان را بر ايشان وتأخير نكردم آنرا بقدر ساعتي هرگز بلكه شتاب كردم در امتثال همهء فرمانهاى ايشان در أوقات آنها ، و « مواسات كردم با أو بنفس خود » مواسات كسى با كسى بمال خود اينست كه أو را هم شريك گرداند با خود در آن ، وأو را قدوه گرداند در آن يعنى أو را مقتدا واصل گرداند وخود را تابع أو سازد وگاهى در مطلق شريك گردانيدن أو در آن استعمال مىشود ومراد اينست كه أو را قدوه گردانيدم در نفس وجان خود ، وأو را مالكتر وصاحب اختيارتر آن گردانيدم ، ونثار مىكردم جان خود را از براي أو در مواطنى كه باز مىايستادند شجاعان در آنها ، وجرأت بر كارى نمىكردند در آنها ، و « پس مىرفت از آنها قدمها » يعنى مىگريختند مردم از آنها چنانكه مشهورست از ضربتهاى آن حضرت در جنگ أحد وبدر وحنين وغير آنها وگريختن عامّهء مسلمانان از آنها حتّى اين كه نقل كردهاند محدّثان شيعه وأهل سنّت هر دو كه در روز أحد چون افتاد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله در ميانهء كشتگان زخمدار واندك رمقى داشت ومسلمانان گريخته بودند ديدند أو را گروهى از مشركان پس قصد أو كردند پس فرمود كه : يا علي كفايت كن از من كار اينها را ، پس حمله كرد آن حضرت بر ايشان وكشت رئيس ايشان را ، بعد از آن باز قصد كردند
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 251
مساهمون: جمال الدين محمد الخوانساري
ص٢٥١