تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
گروه ديگر ، باز فرمود : يا علي كفايت كن از من كار اينها را ، پس حمله كرد بر ايشان وگريزانيد ايشان را وكشت سركردهء ايشان را ، باز قصد كردند گروه ديگر چنان فرمود ، وچنان شد ، وبعد از آن رسول خدا مىفرموده كه : جبرئيل در آن وقت بمن گفت كه : اى محمّد بدرستى كه اين مواسات است ، پس من گفتم كه : چه منع ميكند أو را از مواسات با من وحال آنكه أو از منست ومن از اويم ، پس جبرئيل گفت كه : ومن از شما هر دوام . وروايت كرده‌اند كه مسلمانان در آن روز مىشنيدند فرياد كنندهء را از جهت آسمان كه ندا ميكرد : « لا سيف الّا ذو الفقار « 1 » ولا فتى الّا على » پس فرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله از براي جمعى كه حاضر بودند نزد أو : آيا نمىشنويد ، اين آواز جبرئيل است . « شجاعتى كه گرامى كرده بود مرا خدا بآن » يعنى اينها بسبب شجاعتى بود كه گرامى كرده بود مرا خدا بآن ، واين بنا بر اينست كه « نجدة » منصوب خوانده شود ومفعول له باشد از قبيل « قعدت عن الحرب جبنا » وممكن است كه مرفوع خوانده شود وخبر مبتداى محذوفى باشد وترجمه اين باشد كه : اين شجاعتى است كه گرامى كرده مر خدا بآن . و « جهد » بضمّ جيم يا فتح آن بمعنى طاقت است يا مشقّت ، وبعضي گفته‌اند كه : بضمّ بمعنى طاقت است وبفتح بمعنى مشقّت ، يعنى در فرمانبردارى أو صرف طاقت خود كردم يا آنچه بايست مشقّت بر خود قرار دادم ، و « نگاهداشتم أو را بنفس خود » يعنى نفس خود را همه جا در معرض هلاكت مىانداختم از براي نگاه داشتن أو . ولقد قبض رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله وانّ رأسه على صدري ، ولقد سالت نفسه في كفّى فأمررتها على وجهي ، ولقد وليت غسله
هامش
( 1 ) در مجمع البحرين گفته : « ذو الفقار بفتح الفاء وكسرها عند العامّة اسم سيف ( تا آخر ) .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 252 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)