تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
- سلوك أو با بندگان أو ، ممكن است كه « ملكه » در حديث مزبور نيز بمعنى مالكيت باشد بهمان معنى كه اوّلا مذكور شد يا بآن معنى كه ايشان گفته‌اند .

10091

ويح النَّائم ما أخسره ، قصر عمله وقلّ أجره . ويح خوابيده چه چيز زيانكار كرده أو را ، كوتاه است عمل أو وكم است مزد أو ، « ويح » كلمهء رحمت و « ويل » كلمهء عذابست ، وبعضي گفته‌اند كه : هر دو بيك معنى است يعنى هر دو كلمهء عذابند و « ويح فلان » يا « ويل فلان » كه گويند در كلام تقديرى بايد مثل اين كه لازم سازد خدا ويح أو را يا ويل أو را ، يا طلب كن ويح أو را يا ويل أو را ، يا مىخواهم ويح أو را يا ويل أو را ، وحاصل فقرهء مباركه اينست كه : ويح از براي كسى كه در خواب باشد يعنى محلّ ترحّم است چه چيز أو را زيانكار كرده است واين تعجّب است از زيانكارى أو وسؤال از سبب آن واين كه آيا چه سبب داشته باشد كه أو را چنين زيانكار كرده وبعد از آن بيان زيانكارى أو شده باين كه « كوتاه است عمل أو وكم است مزد أو » زيرا كه تا در خوابست عملي نكند ومزدى از براي أو نباشد وغرض منع از خواب بسيارست بسبب اين كه خواب عمل را كوتاه كند ومزد را كم گرداند .

10092

ويح المسرف ما أبعده عن صلاح نفسه واستدراك أمره . ويح از براي اسراف كننده ، چه چيز دور كرده است أو را از صلاح نفس خود وبازيافت كار خود يعنى چه دورست از آنچه صلاح نفس أو در آنست واز بازيافت كردن كار خود وتدارك نمودن زيان وخسران آن .

10093

ويح ابن آدم ما أغفله ، وعن رشده ما أذهله . ويح از براي پسر آدم ، چه چيز غافل كرده أو را واز راه راست درست أو چه چيز زايل ساخته أو را ، يعنى چه غافلست واز راه راست درست خود چه ذاهل