ترك كند از براي امرى كه مهمّ أو نباشد چنانكه مكرّر مذكور شد .
10081
ورع المرء ينزّهه عن كلّ دنيّة .
پرهيزگارى مرد پاكيزه مىسازد أو را از هر دنيّه يعنى هر صفت پستى كه نقص وعيب أو باشد .
10082
وفور الدّين والعرض بابتذال الأموال موهبة سنيّة .
تمامى دين وعرض بنگاه نداشتن أموال عطيّهايست بلند مرتبه ، يعنى كسى كه دين وعرض خود را تمام وكامل نگه دارد باين كه بذل أموال كند از براي آنها ، اين صفت عطيّهايست بلند مرتبه كه باو عطا شده .
10083
وصول معدم خير من جاف مكثر .
پيوند كنندهء بىچيز بهترست از قطع كنندهء مالدار ، يعنى كسى كه بقدر مقدور صله واحسان برادران بجا آورد هر چند بي چيز باشد بهترست از براي فرا گرفتن جهت دوستى ومصاحبت از مالدارى كه ببرد از دوستان وصلهء ايشان بجا نياورد .
10084
وجه مستبشر خير من قطوب مؤثر .
روى شكفته بهترست از درهم كشيده اكرام كننده ، يعنى روى شكفته هر چند اكرام نكند بهترست از روى درهم كشيده كه اكرام كند « 1 » .
10085
وصول النَّاس من وصل من قطعه .
پيوند كنندهء مردم كسيست كه پيوند كند كسى را كه بريده باشد أو را يعنى پيوند كننده واحسان كنندهء حقيقي مردم را يا از ميانهء مردم كسيست كه پيوند كند واحسان كند كسى را كه أو بريده باشد از أو وصلهء أو بجا نياورد واگر نه پيوند كردن
هامش
( 1 ) مناسب اين مقام است گفتهء سعدى :« اگر حنظل خورى از دست خوشروى * به از شيرينى از دست ترشروى »