تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
وقار الرّجل نور وزينة . وقار مرد نوريست وزينتى است . وپوشيده نيست كه « نور » به « وقار پيرى » أنسب است .

10077

ورع ينجى خير من طمع يردى . ورعى كه رستگار گرداند بهترست از طمعى كه هلاك سازد ، يا بيندازد ، « ورع » بمعنى باز ايستادنست ، ومراد اينست كه : باز ايستادن از خواهشها ولذّتها هر چند تعب وزحمتى داشته باشد بهترست از طمع كردن از مردم از براي رسيدن به آنها چه آن رستگار مىگرداند آدمي را واين هلاك مىسازد بهلاكت معنوي ، يا مىاندازد يعنى در زيان وخسران يا خفّت وخوارى .

10078

ولوع النّفس باللّذّات يغوى ويردى . حريص بودن نفس بلذّتها گمراه مىسازد وهلاك مىگرداند ، يا مىاندازد يعنى در هلاكت يا زيان وخسران .

10079

ورع يعزّ خير من طمع يذلّ . ورعى كه عزيز گرداند بهترست از طمعى كه خوار گرداند ، اين نزديكست بمضمون فقرهء سابق سابق ، وآنچه در شرح آن مذكور شد كافيست در شرح اين نيز .

10080

وقوعك فيما لا يعنيك جهل مضلّ . افتادن تو در چيزى كه مهمّ نباشد ترا نادانييست گمراه كننده ، غرض منع از اشتغال بچيزى چندست كه ضرور نباشد واين ناداني است گمراه كننده ، زيرا كه اشتغال به آنها مانع مىشود از اشتغال ببعضى مهمّات وچيزى چند كه ضرور ودر كار باشند وباعث فوت آنها مىشود واين كمال ناداني وگمراهيست كه كسى مهمّى را