10071
وفور الأموال بانتقاص الأعراض لؤم .
بسيارى أموال بكم شدن عرضها لؤم است ، يعنى دنائت وپستى مرتبه است .
10072
ولد عقوق محنة وشؤم .
فرزند عقوق محنت است وشوم است ، مراد به « عقوق » فرزنديست كه بد سلوكى كند با پدر يا مادر وصلهء ايشان را بجا نياورد .
10073
وقار الحلم زينة العلم .
وقار حلم زينت علمست يعنى هر گاه با علم جمع شود زينت آن باشد .
10074
وفاء بالذّمم زينة الكرم .
وفا كردنى بعهدها وپيمانها زينت كرم است يعنى هر گاه با كرم جمع شود زينت آن باشد ومراد به « كرم » چنانكه مكرّر مذكور شد شرف وبلندى مرتبه است يا جود وسخاوت ، وپوشيده نيست كه « وفاء » اگر چه نكرده است نهايت چون تخصيص يافته به « الذّمم » قصورى ندارد مبتدأ شدن آن ، با آنكه مراد بآن عموم نيز مىتواند بود يعنى هر وفا كردنى بعهدها وپيمانها وبنا بر اين در حكم معرفه است مانند « تمرة خير من جرادة » يعنى خرمائى بهتر از ملخيست يعنى هر خرمائى ، ودر بعضي نسخهها « وفاء الذمم » واقع شده « 1 » وبنا بر اين محتاج بعذرى نيست .
10075
وقاحة الرّجل تشينه .
بىحيائى مرد عيبناك مىگرداند أو را .
10076
وقار الشّيب نور وزينة .
وقار پيرى نوريست وزينتيست .
ودر بعضي نسخهها چنين است :
هامش
( 1 ) چاپ صيدا مطابق اين نسخهها است ليكن چاپ هند مطابق متن وشرح بالا .