تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤

10071

وفور الأموال بانتقاص الأعراض لؤم . بسيارى أموال بكم شدن عرضها لؤم است ، يعنى دنائت وپستى مرتبه است .

10072

ولد عقوق محنة وشؤم . فرزند عقوق محنت است وشوم است ، مراد به « عقوق » فرزنديست كه بد سلوكى كند با پدر يا مادر وصلهء ايشان را بجا نياورد .

10073

وقار الحلم زينة العلم . وقار حلم زينت علمست يعنى هر گاه با علم جمع شود زينت آن باشد .

10074

وفاء بالذّمم زينة الكرم . وفا كردنى بعهدها وپيمانها زينت كرم است يعنى هر گاه با كرم جمع شود زينت آن باشد ومراد به « كرم » چنانكه مكرّر مذكور شد شرف وبلندى مرتبه است يا جود وسخاوت ، وپوشيده نيست كه « وفاء » اگر چه نكرده است نهايت چون تخصيص يافته به « الذّمم » قصورى ندارد مبتدأ شدن آن ، با آنكه مراد بآن عموم نيز مىتواند بود يعنى هر وفا كردنى بعهدها وپيمانها وبنا بر اين در حكم معرفه است مانند « تمرة خير من جرادة » يعنى خرمائى بهتر از ملخيست يعنى هر خرمائى ، ودر بعضي نسخه‌ها « وفاء الذمم » واقع شده « 1 » وبنا بر اين محتاج بعذرى نيست .

10075

وقاحة الرّجل تشينه . بىحيائى مرد عيبناك مىگرداند أو را .

10076

وقار الشّيب نور وزينة . وقار پيرى نوريست وزينتيست . ودر بعضي نسخه‌ها چنين است :
هامش
( 1 ) چاپ صيدا مطابق اين نسخه‌ها است ليكن چاپ هند مطابق متن وشرح بالا .