مرگ را طلب كند ومراد اين باشد كه نه طلب كردن مرگ وخواهش آن باعث اين مىشود كه آن نيايد ودر نيابد اين كس را ، ونه گريختن از آن نجات دهد از آن ، ولى احتمال اوّل باعتبار اين باشد كه بعضي أمور باشد كه كسى كه طلب كند آن را آن بگريزد از أو ونيايد نزد أو چنانكه در باب دنيا وارد شده در أحاديث كه چنين است .
10043
هيهات لا يخدع اللَّه عن جنّته ، ولا ينال ما عنده إلّا بمرضاته .
دورست اين ، فريب داده نمىشود خدا از بهشت أو ، ورسيده نمىشود آنچه نزد اوست مگر بخشنودى أو . مىبايد كه اين تتمهء كلامي باشد وحكم بدوري هر چيزى باشد كه در آنجا مذكور شده ووجه دورى آن اين باشد كه فرمودهاند كه :
بفريب نمىتوان بهشت را از حق تعالى گرفت يعنى تا كسى كارى نكند كه سبب رضا وخوشنودى أو شود بهشت از أو نگيرد ، و « رسيده نمىشود ( تا آخر ) » بمنزلهء بيان وتفسير سابقست .
10044
هيهات أن ينجو الظّالم من أليم عذاب اللَّه وعظيم سطواته .
دورست اين كه رستگارى يابد ستمكار از عذاب دردناك خدا وبزرگ خشمهاى أو .
10045
هو اللَّه الّذى تشهد له أعلام الوجود على قلب ذي الجحود .
اوست خدائى كه گواهى مىدهد از براي أو علمهاى هستى بر دل صاحب انكار يعنى هر چه علم هستى بر افراشته ونشان آن دارد گواهى مىدهد از براي أو بر بطلان دعويى كه در دل صاحب انكار أو باشد از انكار أو چنانكه در كتب