بمعنى گريختن است ، و « محار » بحاء ورأى بي نقطه بمعنى رجوع وبرگشتن است يا محلّ رجوع وبرگشتن ، واين استفهام انكاريست ومراد اينست كه : نيست از مرگ « 1 » يا از عذاب حق تعالى هر گاه امر شود بآن خلاصيى يا گريختنى يا پناهى يا برگشتنى از آن ، وهر چه مكرّر شده از براي تأكيدست ، چون اين استفهام انكاريست ومعنى اينست كه نيست ، پس ظاهر اينست كه « من » از براي مجرّد تأكيد نفى باشد ومعنى زايدى نداشته باشد وترجمه چنانكه شده اين باشد كه : آيا هست خلاصي ، وممكن است كه « من تبعيض » باشد وترجمه اين باشد كه : آيا هست چيزى از خلاصيى .
10039
هوّن عليك فانّ الأمر قريب ، والاصطحاب قليل ، والمقام يسير .
سهل وسبك گردان بر خود پس بدرستى كه كار نزديكست ، ومصاحبت كم است ، وأقامت اندك است ، مراد تحريص بر سهل وسبك گردانيدن أمور دنيويست بر خود بسبب اين كه رحلت از آن نزديكست ومصاحبت با آن كم وأقامت در آن اندك ، پس أمور آن قابل آن نيست كه كسى سخت بگيرد در آنها وتعب وزحمت كشد از براي آنها .
10040
هدر فنيق الباطل بعد كظوم ، وصال الدّهر صيال السّبع العقور .
بخوانندگى آمده فنيق باطل بعد از خاموشى ، وحمله كرده روزگار حمله كردن درندهء گزنده ، « فنيق » شتر نرى را گويند كه عزيز وگرامى دارند آنرا أهل آن ، وسوار
هامش
( 1 ) در حاشية بخطّ شارح ( ره ) مذكور است : « واين ظاهرترست بنا بر عبارات سابقهء اين چنانكه در نهج البلاغة نقل شده ، منه » .