آيا نگاه ميكنى مگر درويشى را كه بكشد تعب ورنج درويشى را ، يا توانگرى را كه بدل كرده باشد نعمتهاى خدا را بكفران ، يا بخيلى را كه فرا گرفته باشد بخيلى بحقّ خدا را توانگرى ، يا سركشى را كه گويا بگوشهاى أو از شنيدن حكمت وقريست ، ظاهر اينست « 1 » كه مراد شكوهء زمان خودست واستفهام انكاريست ومعنى اينست كه در اين زمان نمىبينى مگر درويشى را كه بكشد رنج وتعب درويشى را يعنى مردم خوب آن نمىباشد مگر اين قسم ، وغير ايشان هر كه هست يا توانگريست كه بجزاى نعمتهاى خدا بر أو كفران ميكند آنها را ، ويا بخيليست كه بخيلى كردن بحقوق حق تعالى را سبب توانگر شدن خود ميداند وبآن اعتبار بخيلى ميكند در آنها ، ويا متمرّد سركشى كه گويا بگوشهاى أو از شنيدن حكمت يعنى سخن راست درست وقريست يعنى سنگينيى يا كريى كه أصلا نشنود ، ومراد اينست كه خالى از يكى از اينها نيست ، واين منافاة ندارد با اين كه در بعضي دو تاى آنها جمع شود ، وممكن است كه مراد مذمّت درويشان آن زمان نيز باشد باين كه درويشى ايشان همين مجرّد تعب ورنج كشيدن درويشى است وفضايل درويشان را ندارند وبنا بر اين مراد اينست كه أكثر مردم اين زمان همين طوايفاند .
وفرموده است در وصف قرآن مجيد :
10050
هو الفصل ليس بالهزل ، هو النّاطق بسنّة العدل ،
والآمر بالفضل ، هو حبل اللَّه المتين ، والذّكر الحكيم ، هو وحى اللَّه الأمين ، وحبله المتين ، وهو ربيع القلوب ، وينابيع العلم ، وهو الصّراط
هامش
( 1 ) اين ظهور ممنوع است بلكه معنى ظاهر اينست كه اين كلام در ذمّ دنياست باين كه أهل آن هر يكى مبتلا بنوعى از بلاست كه بلفظ أو تقسيميه بيان فرمودهاند پس حاجت بتكلّفات شارح ( ره ) نيست .