10002
نحن باب حطّة وهو باب السّلام ، من دخله سلم ونجا ، ومن تخلّف عنه هلك .
مائيم باب حطّه وآن باب سلامتيست هر كه داخل شود در آن سالم ماند ورستگارى يابد ، وهر كه تخلّف كند از آن هلاك گردد ، « باب حطّه » در گاهى بود كه بني إسرائيل مأمور شدند باين كه داخل شوند در آن ساجدين يعنى از روى خضوع وخشوع يا سجده كننده وسؤال كنند از خدا حطّهء گناهان خود را يعنى پائين آوردن وساقط نمودن آنها را تا اين كه بيامرزد خدا گناهان ايشان را ، ومراد اينست كه ما بمنزلهء آن درگاهيم كه هر كه پناه آورد بما ، آمرزيده شود گناهان أو ، واز براي تأكيد وتوضيح اين معنى فرمودهاند كه ، وآن باب يعنى آن باب حطّه كه مائيم چنان باب سلامتيست كه هر كه داخل شود در آن وپناه آورد بآن سالم ماند ورستگار گردد در آخرت ، وهر كه تخلّف كند از آن هلاك گردد در آن .
10003
نحن النّمرقة « 1 » الوسطى بها يلحق التّالى ، وإليها يرجع الغالي .
ما بالش ميانهايم بآن لاحق مىشود تالي ، وبسوى آن بر مىگردد غالى ، تشبيه فرمودهاند خود را وساير ائمّهء طاهرين از أولاد خود را صلوات اللَّه عليهم أجمعين ببالش باعتبار اين كه تكيه گاه خلايقاند مانند بالشئ كه كسى تكيه كند بآن وبه « بالش ميانه » يعنى بالشئ كه در ميانهء دو كس باشد وهر يك بيك طرف آن تكيه كنند باعتبار اين كه خلق از هر جانب بايد كه تكيه كنند بر ايشان مانند آن بالش ، ويا باعتبار آنچه بعد از آن فرمودهاند كه تالي بايد كه بايشان لاحق شود وغالى بسوى ايشان برگردد پس هر كه از هر جانب باشد بايد كه تكيه كند بر ايشان
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « نمرقة بضمّ نون وراء وكسر هر دو ( است ) چنانكه در نهاية گفته » .