واز براي بعضي ديگر مثل كفّار ، پس أصلا خاموشيى نباشد ، ودور نيست كه دورى بر أعمّ از آن حمل شود ومراد به « هيمهء آن » بدنهاى أهل آنست كه بمنزلهء هيمهء آنست ، و « وعيد » وعده بچيز بد را گويند ومراد به « كم كننده بودن وعيد آن » اينست كه وعيد بآن كه شده كسى را كه غفلتى نباشد مىگدازد أو را وكم ميكند بدن أو را از خوف وترس آن ، وممكن است كه « متخوّف » بمعنى « كم كننده » نباشد بلكه بمعنى « ترسناك » باشد وترجمه اين باشد كه : ترسناك وعيد آن ، ومراد به « ترسناك بودن وعيد آن » ترسناك بودن مردم باشد از آن ، وممكنست كه مبالغه نيز در آن منظور باشد كه چنان ترسناكى باشد كه گوئيا أصل آن وعيد نيز ترسناك گردد ، واللَّه تعالى يعلم .
9996
نجا من صدق ايمانه ، وهدى من حسن اسلامه .
نجات يافته هر كه راست باشد ايمان أو ، وراه راست يافته هر كه نيكو باشد مسلمانى أو .
9997
نظام المروّة في مجاهدة أخيك على طاعة اللَّه سبحانه ، وصدّه عن معاصيه ، وأن يكثر على ذلك ملامه .
نظام آدميّت ورشتهء پيوستگى آن در جنگ كردن برادر تست بر فرمانبردارى خداى سبحانه ، ومنع أو از معاصي أو واين كه بسيار كنى بر اين ملامت أو را ، يعنى در اينست كه جنگ كنى با برادر خود بر سر داشتن أو بر فرمانبردارى حق تعالى ومنع أو از معاصي ونافرمانيهاى أو .
9998
نظام الكرم موالاة الاحسان ، ومواساة الاخوان .
نظام كرم ورشتهء پيوستگى آن پى در پى كردن احسانست ومواسات كردن با برادران ، مراد به « كرم » سخاوت وجودست يا گرامى وبلند مرتبه بودن ، وبه « مواسات »