تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

10005

نحن شجرة النبوّة ، ومحطّ الرّسالة ، ومختلف الملائكة ، وينابيع الحكم « 1 » ، ومعادن العلم ، ناصرنا ومحبّنا ينتظر الرّحمة وعدوّنا ومبغضينا ينتظر السّطوة . مائيم درخت نبوّت ، ومحلّ فرود آمدن رسالت ، وجايگاه آمد وشد ملائكة ، وچشمه‌هاى حكمتها ومعدنهاى علم ، يارى كنندهء ما ودوست ما انتظار مىكشد رحمت را ، ودشمن ما وعدوّ ما انتظار مىكشد قهر را ، « بودن ايشان صلوات اللَّه عليهم درخت نبوّت ، ومحلّ فرود آمدن رسالت » باعتبار قرابت ايشانست با حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه وآله ، و « نبوّت » و « رسالت » گاهى هر دو بيك معنى استعمال مىشود يعنى اين كه وحى شده باشد يعنى اعلام شده باشد خواه بنزول ملك خواه بالهام والقاء در دل ، از جانب حق تعالى بسوى كسى شرعي ، هر چند أمر نشده باشد بتبليغ آن بديگرى ، وگاهى نبوّت در اين معنى استعمال مىشود ورسالت در أخصّ از اين كه آن اينست كه امر شده باشد بتبليغ آن يا اين كه با نبوّت كتابي از جانب حق تعالى يا دين تازهء داشته باشد ، ودر بعضي أحاديث وارد شده كه : رسول آنست كه ملك بر أو نازل شود وأو را در بيدارى ببيند وكلام أو را بشنود ، ونبي لازم نيست كه چنين باشد بلكه گاهى همين در خواب ببيند وبشنود ، وبر هر تقدير آن حضرت صلوات اللَّه عليه وآله نبوّت ورسالت را بهمهء معاني داشت ، و « بودن ايشان جايگاه آمد وشد ملائكة » نيز باعتبار قرابت مذكوره است با آن حضرت صلّى اللَّه عليه وآله كه جايگاه آن بود ، ويا باعتبار اين كه ملائكة نزد ايشان نيز آمد وشد مىنموده‌اند وحديث مىكرده‌اند نهايت ايشان آنها را بصورت نمىديده‌اند چنانكه در أحاديث ديگر تصريح بآن شده ، ومراد به « حكمتها » علوم حقّه است ، و « بودن ايشان چشمه‌هاى آنها » ظاهرست ، و « معادن علم » تأكيد همانست ، و « انتظار كشيدن يارى كنندگان ودوستان ايشان رحمت را » ظاهرست ، و
هامش
( 1 ) بهتر آنست كه « حكم » را بضمّ حاء وسكون كاف كه بمعنى حكمت است بخوانيم تا با « العلم » مزدوج باشد .