تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
همواره در دنيا در خوارى سعى وطلب ورنج وتعب آن باشد وخوارى اخروى أو خود ظاهرست ، ومملوك بندگى خوارى اخروى را ندارد ودر دنيا نيز تعب وزحمت أو وخوارى أو بسبب آنها آن قدر نباشد .

9837

مغلوب الهوى دائم الشّقاء مؤبّد الرّقّ . مغلوب هوى وهوس دايم بدبختى وپاينده بندگيست يعنى بدبختى أو دائميست وبندگى أو پاينده ، يعنى ما دام كه مغلوب باشد بدبختى لازم اوست وهمواره در بندگى وخدمت هوى وهوس باشد ، بخلاف بندگان ديگر كه بدبختى لازم ايشان نباشد ودر شبانه روز اگر قدرى مشغول خدمت صاحب خود باشند قدرى ديگر فارغ باشند .

9838

مادحك بما ليس فيك مستهزئ بك ، فإن لم تسعفه بنوالك بالغ في ذمّك وهجائك . ستايش كنندهء تو به آن چه نيست در تو تمسخر كننده است بتو ، پس اگر بر نياورى حاجت أو را بعطاى خود مبالغه كند در مذمّت تو وهجو تو يعنى ستايش أو در حقيقت ستايش نيست بلكه تمسخريست كه بتو ميكند در لباس ستايش از براي اين كه عطائي باو بكنى ، پس اگر حاجت أو را بر نياورى بعطاى خود مبالغه كند در مذمّت تو وهجو تو ، و « هجو » نيز بمعنى مذمّت است وتأكيد . است .

9839

مناصحك مشفق عليك محسن إليك ناظر في عواقبك مستدرك فوارطك ، ففي طاعته رشادك وفي مخالفته فسادك . نصيحت كنندهء تو مشفق است بر تو ، احسان كننده است بسوى تو ، نظر كننده است در عاقبتهاى تو ، باز يافت كننده است تقصيرات ترا ، پس در فرمانبردارى أو راه يافتن تست براه راست ، ودر مخالفت أو فساد وتباهى تست ، « مشفق است