بمنزلهء قوت آنهاست وكليد صلاح حال وشايستگى آنست .
9833
مودّة الجهّال متغيّرة الأحوال وشيكة الانتقال .
دوستى نادانان متغيّر أحوال وزود انتقالست ، يعنى اعتمادي بر آن نيست وباندك سببي تغيير مىكند وزود انتقال وزوال مىيابد .
9834
مثل الدّنيا كمثل الحيّة ليّن مسّها ، والسّمّ القاتل في جوفها ، يهوى إليها الغرّ الجاهل ، ويحذرها اللّبيب العاقل .
مثل دنيا مانند مثل مارست كه نرم است دست ماليدن آن وزهر كشنده در اندرون آنست ، وميل ميكند بسوى آن فريب خوردهء نادان ، وحذر مىكند از آن زيرك عاقل ، يعنى چنانكه ظاهر بدن مار كه دست ماليده مىشود نرم است ودر اندرون آن زهر كشنده است ، دنيا هم ظاهر آن نرم وزيباست امّا در باطن آن زهر كشنده است هر كه را گرفتار أو شد هلاك ميكند .
9835
مصاحب الأشرار كراكب البحر ، ان سلم من الغرق لم يسلم من الفرق .
مصاحب بدان مانند سوار شوندهء درياست اگر سالم بماند از غرق شدن سالم نماند از خوف ، مراد منع از مصاحبت با مردم بدست واين كه كسى كه با ايشان مصاحبت كند اگر بالفرض سالم بماند از ضرر ايشان از خوف وترس خود سالم نماند وهمواره از ايشان خوف وترس خواهد داشت .
9836
مغلوب الشّهوة أذلّ من مملوك الرّقّ .
مغلوب شهوت خوارترست از مملوك بندگى ، زيرا كه كسى كه مغلوب شهوت باشد يعنى شهوت وخواهش بر أو غالب باشد وأو را در فرمان خود كرده باشد