بر تو » يعنى شفقت دارد بر تو واز ترس ضرر وزيان تو نصيحت تو ميكند به آن چه سبب دفع آنها شود ، و « بازيافت كننده است تقصيرات ترا » يعنى راه مىنمايد ترا به آن چه سبب تدارك وبازيافت آنها شود .
9840
ماضي يومك فائت ، وآتيه متّهم ، ووقتك مغتنم ، فبادر فيه فرصة الامكان ، وايّاك أن تثق بالزّمان .
گذشتهء روز تو فوت شده است ، وآيندهء آن تهمت زده شده ، ووقت تو غنيمت شمرده شده ، پس پيشى گير در آن فرصت توانائى را ، وبپرهيز از اين كه اعتماد كنى بروزگار . مراد اينست كه آنچه گذشته پيش از امروز گذشته ورفته وديگر در آن كارى نمىتوان كرد ، وآنچه بيايد در محلّ تهمت است يعنى علمي نيست باين كه تو باقي باشى در آن وكارى بيايد از تو در آن ، پس در اين روز بايد كه پيشى گيرى بفرصت توانائى كه داشته باشى وبجا آورى آنچه را قادر بر آن باشى از خيرات ، و « بپرهيز از اين كه اعتماد كنى » يعنى هر گاه روزگار رو بتو آورد بپرهيز از اين كه پشت بر تو نمايد ورفاهيت ترا بنكبت وبدبختى بدل كند .
9841
مواقف الشّنآن تسخط الرّحمن ، وترضى الشّيطان ، وتشين الانسان .
ايستادنگاههاى دشمنى بغضب مىآورد خداى تبارك وتعالى را ، وخشنود مىگرداند شيطان را ، وعيبناك مىگرداند انسان را ، مراد اينست كه نبايد انسان در جايگاههايى كه مظانّ حصول عداوت ودشمنى وپديد آمدنگاههاى خصومت ميباشد توقّف نكند ودر آن جاها پايدارى ننمايد از بيم اين كه مبادا منتهى بدشمنى شود وأموري پديد آيد كه بغض وعداوت را بار آورد ودر واقع اين عبارت شبيه به « اتّقوا مواضع التّهم » است كه معنى آن اينست كه : از جايگاههاى تهمتها بپرهيزيد يعنى بجاهائى كه رفتن بآن جايها سبب بهمرسيدن بدگمانى مردم در حقّ تردّد كننده ميباشد نرويد واز آن قبيل جايها بپرهيزيد .