تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

9842

متى أشفى غيظي إذا غضبت ، أحين أعجز ، فيقال لي : لو صبرت ، أم حين أقدر ، فيقال لي : لو عفوت . چه وقتي شفا بخشم خشم خود را هر گاه خشمناك كردم ، آيا در وقتي كه عاجز باشم پس گفته مىشود مرا كه : كاش صبر كرده بودى ، يا در وقتي كه قادر باشم پس گفته مىشود كه : كاش عفو كرده بودى ، مراد ترغيب در فرو خوردن خشم است باين كه كسى كه خشمناك گردد وخواهد كه بانتقام خشم خود را فرو نشاند هيچ وقتي نيست از براي آن كه نيكو باشد آن در آن ، زيرا كه اگر عاجز باشد از آن ونتواند كه تلافى كند ودر صدد آن در آيد وظاهر شود عجز أو ، مردم مىگويند : كاش صبر كرده بودى وچنين خفيف نمىشدى ، واگر قادر باشد بر آن وانتقام بكشد ، مردم مىگويند كه : كاش عفو كرده بودى واجر وثواب آن را در مىيافتى ، پس از براي هر كس فرو خوردن خشم ودر صدد انتقام در نيامدن بهترست .

9843

مدمن الشّهوات صريع الآفات مقارن السّيئات موقن بالثّبات . دايم دارندهء خواهشها انداخته شدهء آفتهاست ، همراه گناهانست ، يقين دارنده بمظلمه‌هاست ، يعنى آفتها أو را بر زمين مىاندازند مانند كسى كه در كشتى أو را بيندازند ، وهميشه همراه است با گناهان واز آنها جدا نشود ، ويقين دارنده است بمظلمه‌ها كه بر گردن أو افتد بسبب پيروى آن خواهشها .

9844

مسكين ابن آدم مكتوم الأجل ، مكنون العلل ، محفوظ العمل ، تولمه البقّة ، وتنتنه العرقة ، وتقتله الشّرقة . مسكين بي نوا پسر آدم پنهان كرده شده اجل ، نهان گردانيده شده علل ، حفظ كرده شده عمل است ، ألم مىرساند باو پشهء ، ومىگنداند أو را يك عرقى ، ومىكشد أو را يك گلو گيرندهء ، مراد بيان بيچارگى وعجز وناتوانى آدميست باين كه
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 141 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)