تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١

9796

مداومة الوحدة أسلم من خلصة النّاس . مداومت تنهائى سالمترست از آميزش با مردم .

9797

مرارة الصّبر تذهبها حلاوة الظّفر . تلخى صبر مىبرد آنرا شيرينى فيروزى يافتن ، يعنى فيروزى يافتن بمطالب ومقاصد ، يا بأجر وثواب كه بر صبر مترتّب مىشود .

9798

مصاحب الدّنيا هدف النّوائب والغير . مصاحب دنيا نشانهء مصيبتها وحوادث است ، يعنى نمىشود كه بر أو وارد نشوند .

9799

مرارة النّصح أنفع من حلاوة الغشّ . تلخى نصيحت سودمندترست از شيرينى غشّ كردن يعنى از شيرينى سخنانى كه بر وفق خواهش اين كس گفته شود از روى غشّ وناصافى با أو .

9800

ملازمة الوقار تؤمن من دناءة الطّيش . ملازمت وقار وجدا نشدن از آن أيمن مىسازد از دنائت طيش ، يعنى سبكى كردن واز جا بر آمدن .

9801

معالجة النّزال تظهر شجاعة الأبطال . ورزيدن نزال ظاهر مىسازد شجاعت شجاعان را ، « نزال » بكسر نون بمعنى پائين آمدن هر دو فرقه است از شتران وزد وخورد كردن با يكديگر بر اسبان ، چنانكه بعضي از أهل لغت گفته‌اند ، يا دست وگريبان شدن كسى با هم آورد « 1 » خود پياده ، چنانكه ظاهر كلام بعضي ديگريست .

9802

مقاساة الاقلال ولا ملاقاة الاذلال .
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « هماورد ( هم آورد ) چون دو كس با هم جنگ كنند هر يك مر ديگر را هماورد باشد يعنى همتا وهم كوشش » .